نبردن وسایل جلوگیری از حاملگی، بارآوری و نابارآوری غیراختیاری از طریق تدابیری مانند سترونی و درمان طبیعی.
3) عوامل مؤثر بر جنین و وضع حمل: سقط جنین اختیاری و غیراختیاری (رانگ76، 1349).
3-1-7- مدل جامعهشناختی باروری77:
در مدل جامعهشناختی، خصوصیات و ویژگیهای جامعه و نهادهای موجود در آن، تبیین کنندهی رفتار باروری هستند. چون نهادها، شیوهی زندگی و مقررات حاکم بر رفتار انسان را در تمام ابعاد آن از جمله باروری تعیین میکنند. بدین ترتیب ساختار اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی از طریق مداخلهی متغیرهای واسطهای نظیر سن ازدواج، هنجارهای ابعاد مناسب خانواده، تعداد فرزندان مطلوب و … تا حد زیادی رفتار باروری زنان را معین مینمایند (سیفی، 1366). گسترش روزافزون شهرنشینی، تمایل افراد به ادامهی تحصیل، ماشینی شدن کارها، واگذار شدن قسمتی از وظایف خانواده به نهادهای دیگر، عواملی هستند که روی باروری افراد تأثیر گذاشته است. در طی فرایند توسعهی اقتصادی و اجتماعی، این سلیقهی افراد است که جهت باروری را مشخص میکند (شایانی، 1383).
3-1-8- تئوری رفتار برنامهریزی شده78:
پیش از آنکه آیزن79 نظریهی رفتار برنامهریزی شدهی خود را در سال 1985 ارائه کند، فیشباین80 و آیزن به ارائهی نظریهای با عنوان “نظریهی عمل منطقی81” برای آزمون رابطهی نگرش با رفتار پرداختند (فیشباین و آیزن، 1975). تئوری عمل منطقی نمایانگر مدلهایی برای پیشبینی قصد انجام رفتاری خاص و همچنین تصمیمهای شخص دربارهی عمل کردن یا نکردن رفتار مورد نظر میباشد. این تئوری را میتوان در جمعیتها و رفتارهای گوناگون مورد استفاده قرار داد.
این تئوری جهت توجیه هر رفتاری که فرد میتواند کنترل کند، قابل استفاده است. در این مدل فرض بر این است که قصد رفتار، تعیین کنندهی مستقیم رفتار است و بقیهی عواملی که بر رفتار تأثیر میگذارند غیر مستقیم میباشند. اندازهگیری قصد باید در رابطههای مستقیم با اندازهگیری رفتار در چارچوب عمل، هدف، موقعیت و زمان باشد تا بتوان رفتار را به درستی پیش بینی کرد.
قدرت قصد فرد برای انجام رفتاری خاص، حاصل کارکرد دو عامل است:
1- گرایش82 در جهت رفتار؛
2- تأثیر محیط اجتماعی یا هنجارهای ذهنی83 عام در رفتار.
گرایشها و هنجارهای ذهنی، هر کدام دارای دو جزء میباشند. گرایش نسبت به یک رفتار به وسیلهی اعتقاد شخص به نتیجهی حاصل از رفتار و ارزیابی آن مشخص میشود. هنجار ذهنی براساس اعتقاد هنجاری فرد دربارهی این که دیگران چه فکر میکنند و انگیزهی فرد در پیروی از خواستههای دیگران چیست، تعیین میشود (کارن84 و همکاران، 1376).
نگرشها و هنجارهای ذهنی، شاخص اصلی رفتار فرد محسوب میشـوند. این به آن معناست که فرد، نتایج رفتار خود را محاسبه میکند و تصمیم بـه انجـام یـا عـدم انجـام عملیات یا رفتاری خاص مـیگیـرد. بـا بسـط نظریـهی عمـل منطقـی، مقـدمات نظریـهی رفتـار برنامهریزی شدهی “آیزن” شکل گرفت (آیزن، 1985). در نظریـهی جدیـد، آیـزن بـا افـزودن عنصر جدیدی با عنوان “کنترل رفتاری درک شده85” تلاش کرد تا نشـان دهـد فـرد چگونـه فشارهای خارجی و داخلی را در رفتار خود ادراک و بر آن اساس اقدام به انجـام رفتـاری خاص میکند. بر مبنای این نظریه، انسـان بـرای هـر کـاری که انجام میدهد، قصد (نیت) یا هدف خاصی را دنبال مـیکنـد؛ ایـن قصـد ممکـن اسـت آشکار یا غیرآشکار باشد. بنابراین، هر یک از اعمال ما باید از علتی سرچشمه گرفته باشـد و معلول مشخصی را که پاداش تلاش است به ارمغـان آورد. در ایـن نظریـه، قصـد، عامـل مستقیم مؤثر بر رفتار فـرض شـده اسـت، لـیکن خـود قصـد مبتنـی بـر نگـرش و هنجارهـای اجتماعی و کنترل رفتاری درک شده است. همان طور که در بالا بیان شد، تئوری رفتار برنامهریزی شده از نگرش، هنجارهای ذهنی، کنترل رفتاری درک شده، قصد و رفتار تشکیل شده است. در ذیل اجزای این تئوری به طور خلاصه شرح داده میشود.
3-3- اجزای تئوری رفتار برنامهریزی شده:
3-3-1- گرایش و نگرش نسبت به رفتار:
اولین عاملی که بر روی قصد افراد برای انجام و یا عدم انجام رفتار تأثیر دارد، نگرشها و گرایشها هستند که عامل شخصی نیز نامیده میشود. هدف از نگرش، ارزشیابی منفی و یا مثبت شخص درمورد انجام یا عدم انجام یک رفتار مشخص میباشد. ممکن است نگرش فرد برای انجام رفتاری مثبت باشد ولی نگرش فردی دیگر نسبت به آن رفتار منفی باشد. بر طبق این تئوری، نگرش فرد دربارهی یک شی، نتیجهی عملکرد عقاید فرد دربارهی شی و ارزیابی نتایج در ارتباط با این عقاید میباشد. عقاید نسبت به یک شی، پایهی اصلی برای شکلگیری نگرش نسبت به یک شی میباشند. به طور کلی، عقاید اشاره به احتمال قضاوت ذهنی شخص در ارتباط با بسیاری از جنبههای قابل تمیز جهان پیرامون شخص دارند. آنها با درک شخص از محیط پیرامون خویش در ارتباط میباشند. بدیهی است به منظور مشخص کردن علت شکلگیری و تغییر نگرش و قصد افراد، باید فرایند شکلگیری آنها بررسی شود (آیزن، 1987).
3-3-2- هنجارهای ذهنی یا فشارهای اجتماعی:
دومین عاملی که بر روی قصد افراد برای انجام و یا عدم انجام رفتار تأثیر دارد، هنجارهای ذهنی هستند که مربوط به عامل اجتماعی میباشد. هنجارهای ذهنی با فهم یا درک شخص از فشارهای اجتماعی در ارتباط میباشد که بر شخص وارد میشود تا کاری را انجام بدهد یا انجام ندهد. هنجارهای اجتماعی تنظیم کنندهی استانداردهایی برای اجرا هستند که افراد میتوانند بپذیرند و یا آنها را رد کنند.
عقایدی که پایه و اساس هنجارهای ذهنی هستند، اصطلاحاً عقاید هنجاری نامیده میشوند. زمانی که یک فرد قصد انجام یک رفتار ویژه را داشته باشد هنگامی است که او درک کند که افرادی که برای وی مهم میباشند فکر میکنند که او باید آن رفتار را انجام دهد. افراد مهم برای یک فرد ممکن است همسر، دوستان، پزشکان یا افراد دیگر باشند. به طور کلی، هنجارهای ذهنی به تأثیر محیط اجتماعی افراد بر قصد رفتاری آنها اشاره دارند (آیزن و فیشباین، 1972).
3-3-3- کنترل رفتاری درک شده:
سومین عاملی که بر روی قصد افراد برای انجام و یا عدم انجام رفتار تأثیر دارد، مربوط به کنترل رفتاری درک شده میباشد. در تئوری رفتار برنامهریزی شده، کنترل رفتاری درک شده به عنوان ارزیابی فرد از سخت بودن یا آسان بودن یک رفتار تعریف میشود. کنترل رفتاری درک شده هنگامی تعیین کنندهی رفتار میباشد که منعکس کنندهی کنترل واقعی افراد بر روی رفتار مورد نظر باشد. تعدادی از عوامل محیطی و سازمانی وجود دارند که میتوانند انجام شدن رفتاری مشخص را آسانتر یا مشکلتر سازند. فرض بر این است که کنترل رفتاری درک شده منعکس کنندهی تجربهی قبلی فرد و همچنین موانع پیشبینی شدهی انجام یک رفتار میباشد. به عنوان یک قاعدهی کلی، نگرش مطلوب و هنجارهای انتزاعی مطلوب و کنترل رفتاری درک شدهی بیشتر، باعث میشود که قصد انجام دادن رفتار توسط فرد بیشتر شود. کنترل رفتاری درک شده از دو قسمت تشکیل شده است:
– عقیدهی کنترلی86: عقیده دربارهی اینکه عواملی وجود دارند که تسهیل کننده و یا مانع انجام یک رفتار مشخص میباشند.
– قدرت درک شده87: قدرت درک شده برای کنترل هر یک از این عوامل تسهیل کننده و یا بازدارنده (آیزن، 1991).
3-3-4- قصد رفتاری88:
یک فاکتور اصلی در تئوری رفتار برنامهریزی شده، قصد فرد برای انجام رفتاری مشخص میباشد. فرض بر این است که قصد، عوامل انگیزشی را که بر رفتار تأثیر میگذارند، تحت کنترل دارد. در تئوری رفتار برنامهریزی شده و تئوری عمل منطقی، قصدها مهمترین پیشبینی کنندههای رفتارها میباشند.
فرض معمول بر آن است که نگرش مطلوب فرد دربارهی بعضی اهداف باعث میشود که او قصد کند تا رفتارهای مثبت را انجام دهد و کمتر قصد میکند تا با توجه به هدف، رفتارهای منفی را انجام دهد. قصدهای رفتاری، ترکیبی از برنامههای مردم، شامل عمل و انگیزهی افراد برای درگیر شدن در یک رفتار مشخص را به طور مختصر بیان میکند. بنابراین افرادی که برای انجام دادن یک رفتار برانگیخته شدهاند احتمال بیشتری دارد که آن را به طور موفقیتآمیز انجام دهند. منشأ تئوری رفتار برنامهریزی شده این ایده میباشد که انجام هر رفتار به وسیلهی دو عامل قصد رفتاری و کنترل رفتاری درک شده معین میشود.
در این تئوری، قصد برای انجام رفتار، بهتر از نگرش، هنجارهای انتزاعی و کنترل رفتاری درک شده میتواند رفتار را پیشگویی کند. به عبارت دیگر، تئوری رفتار برنامهریزی شده و تئوری عمل منطقی با این دیدگاه که قصد رفتاری، پیشگویی کنندهی رفتار میباشد، شکل گرفت. قصدها در طی زمان میتوانند تغییر کنند. هر چه فاصلهی زمانی بین قصد و رفتار بیشتر باشد، احتمال رخ دادن حوادث پیشبینی نشدهای که باعث تغییرات در قصد انجام رفتار باشد، بیشتر میباشد.
به همین دلیل، آیزن و فیشباین نه تنها علاقهای به پیشگویی رفتار نداشتند، بلکه آنها بیشتر علاقمند به درک رفتار بودند (آیزن، 1980).
3-3-5- رفتار89:
در تئوری رفتار برنامهریزی شده، به جز رفتار، سایر سازهها روانشناختی میباشند. این تئوری پیشنهاد میکند رفتار میتواند به وسیلهی مورد تأکید قرار دادن اوضاع در داخل مدل پیشبینی شود.
رفتار موردنظر در تئوری رفتار برنامهریزی شده توسط اصطلاحات ذیل معین میشوند:
– هدف90، عمل91، زمینه92 و زمان93.
رفتار شامل عملکرد قابل مشاهده و بررسی میباشد. رفتار ترکیبی از آگاهیها و گرایشها با سایر عوامل و به نسبتهای متفاوت میباشد. رفتار از عوامل اتفاقی، امکانات عملی، مسائل جاری و بسیاری از عوامل دیگر متأثر است و از آنجا که ماهیت آن پیچیده است، ممکن است در جهت مخالف با آگاهیها نیز صورت بگیرد. بر خلاف گرایشها و آگاهیها، بررسی در رفتار کم و بیش سادهتر است، چرا که اعمال ضابطههای عینی در آن عملی است. رفتار عمل مشاهده شده به وسیلهی فرد میباشد (باقیانی مقدم و همکاران، 1384). نمودار 3-1 مدل کلی تئوری مذکور را نشان میدهد.
نمودار 3-1: مدل کلی تئوری رفتار برنامهریزی شده (منبع: فیشباین و آیزن (2010))
3-2- چارچوب نظری
تحولات باروری، بدون تردید، تحت تأثیر عوامل متعددی صورت میگیرد که در ارتباط با هم هستند. با این حال، امکان تعیین سهم هر یک از عوامل در گذار باروری، فهم تأثیرات علی یا محدود کردن عوامل در یک طرح طبقهبندی نظام یافته وجود ندارد (حسینی و مهریار، 1385).
همانطور که قبلاً بیان کردیم، بر طبق یافتههای مطالعات پیشین، تغییر در ایدهآلها، ترجیحات و نیات باروری، تأثیر بسزایی بر رفتارهای باروری دارد و یکی از تعیین کنندههای مهم کاهش باروری است که در شرایط کنونی، کشور ما در حال تجربه کردن آن میباشد. به عبارتی، تغییر ایدهآلهای باروری به عنوان مقدمهای برای تغییر رفتار باروری شناخته شده است (آیزن و فیشباین، 1980؛ راندفوس و همکاران، 1988؛ شون و همکاران، 1977). بر این اساس، مطالعهی حاضر به دنبال شناسایی عوامل مؤثر بر تعداد ایدهآل فرزند برآمده است.
یکی از بهترین تئوریها دربارهی پیشگویی کنندههای رفتار، تئوری رفتار برنامهریزی شده میباشد، در ایـن نظریـه، قصـد، عامـل مستقیم مؤثر بر رفتار فـرض شـده اسـت، لـیکن خـود قصـد مبتنـی بـر نگـرش و هنجارهـای اجتماعی و کنترل رفتاری درک شده است. بنابراین، مدل تئوری رفتار برنامهریزی شده به عنوان مدل مفهومی و نظری تحقیق حاضر در نظر گرفته شده است.
3-4- مدل مفهومی و تجربی تحقیق
مدل منعکس کنندهی واقعیت است و جنبههای معینی از دنیای واقعی را که با مسألهی تحت بررسی ارتباط دارند مجسم میسازد. روابط عمده را در میان جنبههای مزبور روشن میکند و سرانجام امکان آزمایش تجربی

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه دربارهارزش بازار، بورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید