سازمان یافته و سنجیده ی جامعه علیه فعالیت های مجرمانه، منحرفانه یا ضد اجتماعی” بدانیم.10
پیش از مارک آنسل حقوقدانانی چون فون لیست در 1889 و دُندی یودوابر در 1983 تعاریف دیگری از سیاست جنایی ارائه نموده بودند حقوقدان معاصر فرانسوی خانم می ری دلماس مارتی از سیاست جنایی چنین تعبیر می نماید ” سیاست جنایی مجموعه ی روش هایی است که هیأت (پیکر) اجتماع با استفاده از آنها، پاسخ‌های به پدیده ی مجرمانه را سازمان می بخشد.11
در ایران اصطلاح سیاست جنایی از سوی حقوقدانان برجسته ای مطرح شده است دکتر محمد باهری در تقریرات خود از سیاست جزایی نام می برد و آن را رویه صحیح در مبارزه ی با جرم و عقیم ساختن و اضمحلال علل واقعی جرم می داند12شادروان دکتر علی آبادی در تألیفات خویش در خصوص سیاست جنایی چنین می نویسد : مجموعه رشته های تن پیمایی جنایی، طب قانونی، پلیس علمی که مجموعه‌ی این رشته‌ها علم جرم یابی را تشکیل می دهد و موضوع آن تعیین وسایل مبارزه با وقوع جرم یعنی اتخاذ یک سیاست جنایی می باشد.13
در لسان دیگر حقوقدانان سیاست جنایی چنین تبیین شده است : اتخاذ اصول و تدابیر لازم در برابر جرایم و دفع و رفع آنها و یا کاستن آنها است سیاست جنایی در برخی از ازمند اصل انتقام را معمول داشته است و در برخی از ازمند مبتنی بر اصلاح مجرمان است مهما امکن، به همین روی زندان ها را بدل به مراکز اصلاح بزهکاران می کنند.14
در فرهنگ “ملک” سیاست جنایی چنین تعریف شده است : یکی از شاخه های علوم کیفری، مرتبط با حمایت از اقدامات علیه جرم است که اطلاعات تهیه شده توسط جرم شناسی را ترسیم میکند. و این موضوعی برای تحقیق در اقدامات مناسب سازمان های اجتماعی برای جلوگیری از فعالیت های زیانبار و رفتارهایی که سبب آسیب هستند منطبق می باشد. در حالی که مجرمان توسط عواملی هشدار دهنده مثل تعلیق اقدامات مراقبتی (پزشکی) مورد نظارت قرار گیرند و آنها از محرومیت های جدی در زندگی یا آزادی رنج می برند آزارهایی همچون زندان یا اعدام.15
بنابراین اصلاح سیاست جنایی اتخاذ راهبردی اصول و همه جانبه از سوی دولت و جامعه به صورت توأمان در برابر پدیده ی مجرمانه اعم از جرم و انحراف خواهد بود.
1-1-2- وجدان جمعی
در اصطلاح جامعه شناسان وجدان جمعی و به تعبیر انگلیسی Conscience collective این گونه تعریف شده است. مجموعه ی اعتقادات و احساسات مشترک در میانگین افراد یک جامعه ی واحد دستگاه معینی را تشکیل می دهد که حیات خاص خود را دارد این دستگاه را می توان وجدان جمعی نامید.16 البته این دستگاه واجد خصلت های ویژه و پراکندگی در گستره ی جامعه است در فرهنگ لغت شناسان اجتماعی واژه ی وجدان جمعی (جماعتی) چنین تبیین شده است:
“وجدان جماعتی در این جا مربوط است به یک قاعده ی هنجاری خارجی یا امری اجتماعی که اعضای گروه را مجبور می کند تا به شیوه های معینی بیاندیشند یا رفتار کنند امیل دورکهایم معتقد است که با افزایش تقسیم کار، فردیت گرایی نیز توسعه یافته و وجدان جماعتی رو به انحطاط نهاده است به عقیده ی وی جوامعی که اساساً بر همبستگی اندامواره (ایضا) قرار دارد به وسیله ی قانون عادی و در پرتو روابط متقابلی که در چهار چوب تقسیم کار بوجود می آید قوام و پیوستگی پیدا می کنند”17وجدان جمعی را می توان در اصطلاح چتری از ارزش های مشترک انسانی دانست که بر سر جامعه گسترده شده است.
1-2-3- افکار عمومی
اصطلاح افکار عمومی که در انگلیسی معادل Public opinion قرار دارد از مفاهیم بنیادین مطرح و رایج در علوم سیاسی، جامعه شناسی، روانشناسی اجتماعی، حقوق و ارتباطات می باشد این مقوله که از متغیرهای اساسی در تحلیل مناسبات اجتماعی است این اصطلاح به معنای امروزی اولین بار توسط “ژاک نکه” وزیر دارایی لویی شانزدهم در آغاز انقلاب کبیر فرانسه مطرح شده است18 امّا عده ای نیز ابداع اصطلاح افکار عمومی را به ژان ژاک رسو نسبت داده اند او عقیده داشت که همه ی قوانین بر اساس افکار عمومی پدید آمده اند19نویسندگان و اندیشمندان بزرگی اصطلاح افکار عمومی را تعریف نموده اند برای نمونه آرتور کورن هازر Arthur kornhauser افکار عمومی را نقطه نظرها و احساساتی می داند که در یک جامعه خاص در یک زمان ویژه و با توجه به موضوع مورد علاقه ی آن جمعیت پدید می آید جی . بی . اف هگل فیلسوف آلمانی قرن نوزدهم افکار عمومی را به عنوان پدیده ای که هم شامل حقیقت و هم شامل کذب است معرفی می کند.20 انجمن جهانی تحقیق افکار عمومی از اصطلاح افکار عمومی این تعریف را ارائه داده است : افکار عمومی مجموعه ی عقایدی است که افراد درباره ی آن موضوع دارای منافع و علایق می باشند.21 در ادبیات حقوقی ما این اصطلاح این گونه تعریف شده است : “نظر اکثریت احاد ناس در یک اجتماع مملکتی را گویند در اسلام اسنادی هست که حاکی از شناسایی افکار عمومی است مانند این حدیق ثلاثه لَعَنهم الله : من تَقَدّم قوماً و هم له کارهون…یعنی خداوند سه گروه را لعنت می کند اول ـ کسی که خود را رئیس قومی قرار دهد در حالی که آن قوم از وی دلخوش نباشند و از پیشوا شدن او ناخرسند باشند. که این قطعاً نظر به افکار عمومی دارد”22لازم به توضیح است که این اصطلاح گاه به اشتباه با اصطلاح وجدان جمعی در معنی هم پایه قرار می گیرد حال آن که وجدان به اموری درونی و باطنی منصرف است و فکر و افکار در نتیجه ی فرایند فعالیت ذهن در خصوص یک مطلب یا یک شیء محقق می شود و اساساً ایده یا نظر را نیز در بر می گیرد لذا اصطلاح اخیر با وجدان کاملاً متفاوت بوده و با آن هم معنی نخواهد بود النهایه افکار عمومی نشانگر طرز تلقی و ارزیابی عده ای از افراد است از موضوعی در زمان و مکان خاص که در عداد متغیرهای اساسی در تحلیل موضوعات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی … قرار می گیرد.
1-2-4- حریم خصوصی
اصطلاح حریم خصوصی معادل واژه انگلیسی Privacy بوده و از منظر اصطلاحی تعاریفی مختلف نسبت به آن ارائه شده است توماس کولی اولین شخصی است که حریم خصوصی را با تعبیر “حق نسبت به تنها ماندن” تعریف نمود از این زمان به بعد تعاریف مختلفی نسبت به این اصطلاح ارائه شد.23 نظریه پردازان کشورهای خانواده ی کامن لا به لحاظ تفکیک این مفهوم از حقوق فردی تعاریف مختلفی را در شش دسته ارائه داده اند.24
حریم خصوصی عبارت است از حق بر تنها بودن؛
حریم خصوصی یعنی دسترسی محدود دیگران به انسان و توانایی ایجاد مانع در برابر دسترسی های ناخواسته و ناخوانده به انسان؛
حریم خصوصی یعنی محرمانگی و پنهان ساختن برخی از امور از دیگران؛
حریم خصوصی یعنی کنترل بر اطلاعات شخصی؛
حریم خصوصی یعنی حمایت از شخصیت و کرامت
حریم خصوصی یعنی حق بر عالم صمیمت و کرامت انسان ها
بند 2 کنفرانس نروژ در خصوص حق حریم خصوصی اعلام می دارد.25حق حریم خصوصی حقی است نسبت به تنها ماندن، زندگی کردن با سلیقه ی خود و با حداقل مداخله ی دیگران. در فرهنگ انگلیسی “بلک” تعریف حریم خصوصی چنین آمده است “شرایط یا وضعیتی که ناظر به آزاد بودن از توجه عمومی نسبت به شخص یا تصمیمی باشد”26 در ایران صاحب نظران تعاریف مختلفی را در این خصوص ارائه نموده اند عده ای حریم خصوصی را محدوده ای از زندگی شخص می دانند که مورد تعیین قانون و عرف بوده و منفک از گستره ی دخالت عمومی می باشد27 و عده ای حریم خصوصی را توقعی مبنی بر عدم افشای اطلاعات شخصی و محرمانه در محیط خصوصی می دانند.28
امّا در ادبیات قانونی و حقوق ایران اصطلاح حریم خصوصی به چشم نمی خورد و قانون گذار از به کار بردن این اصطلاح در ادبیات قانونی ایران امتناع ورزیده است لذا با عنایت به قوانین موضوعه نمی توان تعریفی را نسبت به این اصطلاح ارایه کرد بنابراین با استنتاج از سایر تعاریف در خصوص این اصطلاح می توان گفت که حریم خصوصی آن بخش از زندگی شخصی است که تحت لوای توجه عمومی قرار نمی گیرد. این بخش که دایره‌ای کاملاً شخصی و فردی است از نظارت عمومی آزاد می باشد.
1-2-5- مفهوم پیشگیری
پیشگیری از لحاظ لغوی به معنی ” پیش دستی کردن ، پیشی گرفتن و به جلوی چیزی رفتن” و نیز به معنای ” آگاه کردن ، خبر چیزی را دادن و هشدار دادن” است . در جرم شناسی پیشگیرانه معنای نخست مورد نظر بوده است ، یعنی با بکارگیری فنون مختلف به منظور جلوگیری از بزهکاری به استقبال جرم رفته و از آن پیشی گرفت29 . در خصوص تعریف و دامنه شمول پیشگیری از جرم، میان صاحب نظران اختلاف نظر وجود داشته که سبب پیدایش دو بینش و رویکرد متفاوت نسبت به این مقوله شده است .
در بینش نخست که رویکردی عام و موسع نسبت به پیشگیری است ، هر چیزی که به مقابله با جرم پرداخته و از بروز آن جلوگیری کرده یا موجبات کاهش آن را فراهم سازد ، پیشگیری از جرم تلقی می شود . در این بینش ، کیفر نیز نوعی پیشگیری محسوب می شود ؛ چرا که از یک سو با توجه به بازدارندگی عام سبب پیشگیری عمومی شده و از سوی دیگر با بازدارندگی خاص ، از تکرار جرم توسط مرتکب جلوگیری می کند .
این رویکرد، ابتدا در تفکرات سیاست جنایی انریکو فری بروز پیدا کرد . تدبیر دفاع فردی که برای پیشگیری از تکرار جرم بیان شده است و نیز پیشگیری عمومی که بر اساس تدابیر جمعی حاصل می شود ، نشان از برداشت موسع فری از پیشگیری است .30
این برداشت توسط شرمن نیز پذیرفته شده است . طبق نظر ایشان ” هر رویدادی که اعمال شود و نتیجه آن نشان بدهد که از نرخ بزهکاری کاسته شده است ، آن رویه را نمی می توان پیشگیرانه دانست .”31
ایرادات وارده به این رویکرد ، نخست ، تفکیک دو مقوله پیشگیری و سرکوبگری در عرف جرم شناسی است ، چرا که هر چند این دو در هدف که همان پیشگیری از جرم است ، مشترک هستند ولی از لحاظ بعضی خصایص از یکدیگر متمایزند . به عنوان نمونه ، پیشگیری هم توسط دولت و هم جامعه مدنی قابل اعمال است ولی کیفر در انحصار دولت قرار دارد .32
بینش موجود دیگر ، پیشگیری را منفک از کیفر دانسته و بدین جهت ، رویکرد خاص یا مضیق یا غیر کیفری و یا کنشی نام گرفته است . در این راستا ” رمون گسن” پیشگیری را این چنین تعریف می کند : هرگونه تدبیر و اقدامی که هدف نهایی آن محدود کردن دامنه ارتکاب چرم از راه غیر ممکن ساختن ، دشوار کردن یا کاهش احتمال وقوع آن بوده و بدون استفاده از تهدید کیفر یا اجرای آن باشد .33″ موریس کوسن” نیز پیشگیری را مجموعه اقدامات و تدابیر غیر قهری آمیزی می داند که با هدف خاص مهار بزهکاری ، کاهش احتمال جرم و کاهش وخامت جرم در خصوص علل جرائم اتخاذ می شود .34
در این رویکرد که توسط اغلب جرم شناسان پذیرفته شده است35، پیشگیری باید دارای سه خصیصه باشد:
1- هدف اصلی آن اثرگذاری بر علل و عوامل مؤثر بر پیدایش بزهکاری باشد .
2- جنبه جمعی داشته باشد ، چرا که اقدامات فردی در بحث اصلاح و درمان مطرح بوده و جایی در مقوله پیشگیری نخواهد داشت .
3- این اقدامات باید غیر قهرآمیز و غیر کیفری باشند .36
علاوه بر خصایص مذکور که در خصوص پیشگیری کنشی مطرح است ، خصیصه مهمی وجود داشته که مربوط به پیشگیری عام نیز می شود . این خصیصه بیان می دارد که اقدامی پیشگیرانه محسوب خواهد شد. که هدف صریح و مشخص آن پیشگیری از بزهکاری باشد . بنابراین اقدامی پیشگیرانه خواهد بود که به صورت آگاهانه برای پیشگیری استفاده شود ، نه اینکه به پیشگیری به عنوان یکی از آثار جنبی آن نگریسته شود37 . مثلاً برگزاری کلاس های اخلاق در مدارس می تواند بر کاهش جرائم و انحرافات تأثیر به سزایی داشته باشد ولی این اقدام ، هنگامی پیشگیرانه خواهد بود که متولیان مقابله با جرائم و انحرافات به طور آگاهانه

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد رایگان با موضوعشخص ثالث، حقوق فرانسه، بهره بردار

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید