فناوری اطلاعات به عنوان یک نوآوری

برای دهه های متمادی، ارزش و اهمیت سیستم های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات و ارتباطات نقشی تعیین کننده و فراگیر در کسب و کارهای سازمانی داشته است. آرایش سریع اینترنت و پایگاه های داده ای سازمانی در دهه های 80 و 90، فرایند تعدیل رفتارهای تجاری و حیطه ارتباطی آن با ابزارهای خود را تشدید کرده است. در این زمان ما می توانیم به وجود میلیون ها آژانس که تعاملی پیوسته و مستقل با ابزارهای محاسباتی دارند، اشاره کنیم. این وضعیت و تحولات احتمالی آن، چالش های متعددی را در برابر توانایی های ما نسبت به طراحی و ارائه سیستم های اطلاعاتی مطرح می سازد. به هر حال، برای بسیاری از سازمان ها، سیستم های اطلاعاتی و در کل فناوری اطلاعات و ارتباطات، هنوز در راستای عملکرد بازاری و ارتباط با دست اندکاران آن نقشی نوآورانه دارد. این به معنی آن است که فرایند پذیرش، به عنوان عینیتی امکان پذیر از فرایند تصمیم گیری و یا مسائل مدیریتی در آمده است. انگیزه برای نوآوری زمانی در سازمان ایجاد می شود که تصمیم گیرندگان شکاف های عملکردی را مورد توجه قرار دهند یا پی برند که وضعیت موجود سازمان رضایت بخش نیست. بهبودهای تکنولوژیک و فرایندی نقشی ملموس در تحقق اهداف کیفی و عملکردی دارند. تشخیص این بهبودها که باعث افزایش سطح کیفی سازمان می شود، روندی تعیین کننده برای عملکرد فرایندی است. از جنبه استراتژیک، موفقیت فرایندهای نوآوری مدیریتی بسته به تلاش های رقابتی است. این تلاش ها ممکن است شامل دانش عمیقی از پیشرفت های تکنولوژیک و تحلیل کافی از مزیت های شبکه ها باشند. این به معنی آن است که مدیران بایستی فناوری هایی را که الزاماً با ایجاد سطوح بالای دانش و نیز بهبود کیفیت بدلیل های ارائه شده تلفیق می شوند، مورد توجه قرار دارند. این ملاحظات مربوط به ارزش اطلاعات، بایستی بر ارزیابی سازمان از فناوری اطلاعات متمرکز شود. ارزیابی اجرایی قبلی ممکن است مقدم بر فرایند تصمیم گیری باشد، یعنی قبل از نصب فناوری های محاسباتی در سیستم های اطلاعاتی مربوط به آنها. بعد از این عمل، سازمان می تواند بر ارزیابی فرا عملکردی این فناوری متمرکز شود، یعنی ارزیابی مربوط به استفاده عملیاتی از فناوری اطلاعات ( آلبرتو، 1386).

مطلب مرتبط :   انواع مشکلات خواب، علل، علائم و روش های درمانی اونا "

آشکار است که بسیاری از بخش ها از قبیل خدمات مالی، فناوری اطلاعات، تولید، حمل و نقل، مشاوره، تولید،خرده فروشی، عمده فروشی و انتشارات با ارزیابی استفاده عملیاتی ازICT [1] مرتبط هستند، برای اینکه آن ها همیشه بر همه ظرفیت های فناوری اطلاعات متکی اند. به هر حال، ارزیابی این توانایی ها و مزایای مربوط به آنها که ممکناست از طریق سازمان مورد بهره برداری قرار گیرد، فرایندی پیچیده است که در آن هیچ توافقی نسبت به روش ایده آل ارزیابی یا نحوه بهتر انجام دادن آن وجود ندارد. در زمینه ICT، فرایند ارزیابی از طریق ابزارهای کمی و یا کیفی برای تعیین ارزشفناوری اطلاعات  نسبت به سازمان تعریف می شود. تعریف دیگر شامل تشخیص و کمی سازی هزینه ها و مزایای سرمایه گذاری فناوری اطلاعات است. برخی از پژوهشگران بیان می کنند که ارزیابی سرمایه گذاریفناوری اطلاعات  فرایندی است که در نقاط مختلفی از زمان و یا به صورت مستمر انجام می گیرد. این امر به صورت صریح، کمی و کیفی به دنبال تأثیرات پروژه فناوری اطلاعات است. جهت استفاده بهتر از منابع مدیریتی، توسعه و پذیرش فناوری های نوین بایستی با شواهد اثر بخشی هزینه ای و مدیرتی آن مرتبط باشد. با این حال، با وجود پیشرفت های عمده اخیر در اجرا و ترویج ارزیابی ICT، توسعه این فناوری ها تأثیر اندکی در بسیاری از سازمان ها دارد. این امر تا حدودی به دلیل پیچیدگی نیروهایی (از قبیل مقاومت در برابر تغییر، اشتیاق مدیر، مبارزات رسانه ای، نظرات مشتریان، مشوق های کارفرما و توسعه های سازمانی) است که توسعه فناوری های جدید و روش تعامل ارزیابی ICT با آنها را تعیین می کند (آلبرتو، 1386).

مطلب مرتبط :   اهداف و وظایف بسته بندی

29 Information Comunication Technology

Written by