دانلود پایان نامه

(من می توانم نرم افزاری تهیه کنم تا این را به من بیاموزد!)
اما کارمند بانک که به شدت تحت تاثیر قرار گرفته بود ,گفت :
(من این درس را در مدرسه آموختم – در بخش حسابداری – ولی هرگز نمی دانستم که در زندگی واقعی آن را چگونه بکار گیرم. حالا یاد گرفتم و باید خود را از این تله (تلاش موش) بیرون بکشم.)
ولی اظهار نظر دخترم , بیشترین تاثیر را بر من داشت. او گفت :
(آموزش سرگرم کننده ای داشتم و یاد گرفتم که چطور پول به معنای واقعی بدست می آید و به درد می خورد و اینکه چگونه باید سرمایه گذاری کرد. حالا می دانم که خودم حرفه ای را که دوست می دارم انتخاب کنم. نه شغلی که برایم امنیت اجتماعی و سودی در بر داشته باشد یا هدفم این باشد که چه حقوقی به من پرداخت خواهد شد. اگر یاد بگیرم که این بازی چه چیزی را به ما می آموزد, آزادم هر چه را که دوست دارم یاد بگیرم و انجام دهم…بجای آنکه در رشته ای تحصیل کنم به این دلیل که بازار کار به فلان مهارت نیاز دارد. اگر من این را بیاموزم , دیگر مثل بقیه همکلاسیهایم , نگران امنیت شغلی و امنیت اجتماعی خودم نخواهم بود.)
پس از اینکه بازی را تمام کردیم , نتوانستم انجا بمانم و با رابرت صحبت کنم , ولی قرار شد که بعدها در مورد این طرح بحثی با هم بکنیم. می دانستم که هدف او از این بازی کمک به مردم بود تا آگاهی بیشتری در مورد امور مالی داشته باشند و من مشتاق بودم که از نقشه های او آگاه شوم.
با او قرار شامی برای هفته آینده گذاشتیم و من و شوهرم از رابرت و همسرش دعوت کردیم. اگرچه این اولین نشست ما بود , احساس کردیم انگار سالهاست هم را می شناسیم.
نگرانی اصلی رابرت , شکاف روز افزون میان داراها و ندارها در آمریکا و سراسر دنیا بود. بازرگانی خودآموخته و انسانی خودساخته که به سراسر دنیا سفر و سرمایه گذاری کرده بود , می توانست در 47 سالگی خود , بازنشسته شود. ولی بازنشسته نشد. زیرا او نیز نگران این مساله بود ,همان گونه که من نگران آینده بچه هایم هستم. او می دانست که دنیا عوض شده , ولی نوع آموزش و تحصیل , همزمان با آن تغییر نکرده است!! به نظر رابرت , کودکان , سالهای عمرشان را صرف آموزش نظام تحصیلی کهنه ای می کنند. چیزهایی به آنان آموزش داده می شود که در زندگی هرگز آز آنها استفاده نمی کنند و آنان را برای دنیایی آماده می سازد که دیگر وجود ندارد.
او می گوید : (امروزه خطرناک ترین توصیه ای که به بچه ات می کنی این است که مدرسه برو و با معدلی بالا مدرک بگیر تا صاحب شغل درست و حسابی و با تضمینی شوی. این توصیه دیگر قدیمی شده و اندرزی مفید نیست. واقعا اگر می توانستی ببینی که در آسیا , اروپا و آمریکای جنوبی چه می گذرد, حتما تونیز , مثل من نگران می شدی.)
او اعتقاد دارد که این توصیه بدآموزی است (زیرا اگر دوست داری که فرزندت از تامین مالی در آتیه برخوردار باشد او نمی تواند طبق اصول قدیمی , خود را به دست قضا و قدر بسپارد و این کاری بسیار خطرناک است.)
از او پرسیدم که منظورش از (قواعد و اصول قدیمی و کهنه) چیست ؟
او گفت : (آدم هایی مثل من , طور دیگری وارد عمل می شوند که با روش شما متفاوت است. زمانی که شرکت معظمی اعلام می کند قصد دارد از تعداد کارکنانش بکاهد چه اتفاقی می افتد ؟ )
پاسخ دادم : (مردم از کار بیکار می شوند , خانواده ها آسیب می بینند و عدم اشتغال و بیکاری ها افزون می شود.)
(خب , درسته ولی برای آن شرکت چه اتفاقی می افته , به ویژه اگر یک شرکت سهامی عام در بازار بورس باشه ؟)
گفتم : (معمولا وقتی چنین چیزی اعلام می شود , قیمت سهام افزایش می یابد. وقتی که شرکتی هزینه های کارگرانش را تقلیل می دهد , چه به دلیل استفاده از دستگاههای خودکار یا بطور کلی , حقیقتا در جهت تقویت و تحکیم نیروی کارگر مورد پسند بازار است.)
او گفت : (درسته و زمانی که قیمت سهام افزایش پیدا می کند , آدم هایی نظیر من که سهامدارند , ثروتمند تر می شوند. منظورم از برقراری قواعد متفاوت این است که کارمندان و کارگران می بازند و مالکان و سهامداران برنده می شوند.)
رابرت نه تنها تفاوت کارگزار و کارمند را توصیف می کرد بلکه فرق میان داشتن اختیار سرنوشت خود و یا وادادن و تسلیم شدن به دیگران را نیز به خوبی ادا می کرد.
من گفتم : (ولی درک این امر که چه وضعی پیش می آید , برای اکثریت مردم دشوار است. آنان تنها تصور می کنند که این منصفانه نیست.)
او گفت : (به همین دلیل , احمقانه است که به کودکی تاکید کنیم (تحصیلات خوبی داشته باش). واقعا احمقانه است که تصور کنیم سیستم تحصیلی مدرسه و دانشگاه , بچه های ما را برای رویارویی با دنیایی که پس از فارغ التحصیلی در پیش دارند , آماده خواهد کرد. هر کودکی به آموزش بیشتری نیاز دارد. آموزشی متفاوت. و آنها احتیاج دارند که قواعد و قوانین را بدانند. مجموعه قواعد و قوانینی متفاوت. قواعد و قوانینی در مورد پول وجود دارد که ثروتمند با آن سروکار دارد و قواعدی دیگر نیز هست که 95 درصد جمعیت طبق آنها عمل می کنند و آن تعداد قواعد را در منزل و مدرسه یاد می گیرند. پس امروزه به این دلایل, کار خطرناکی است که به فرزندان خود توصیه کنیم (خوب درس بخوان و کار خوبی گیر بیاور) امروزه , بچه نیاز به آموزش مجرب تری دارد و سیستم جاری و متداول فعلی , نمی تواند باری را به مقصد برساند. اهمیتی نمی دهم که نظام کنونی چند تا رایانه در کلاس ها می گذارد و یا هزینه ای که دانشگاهها می کنند , چقدر است, با نظام آموزشی چگونه می تواند مطلبی را که خود نمی داند , آموزش بدهد؟)
بنابراین , والد چگونه می تواند چیزی را که مدرسه یاد نمی دهد , به کودکانش بیاموزد؟ شما حسابداری را چگونه به کودک یاد می دهید ؟ آیا آنان خسته نمی شوند ؟ و آیا شما , در مقام والدی که از خطر کردن بیزارید , چگونه می توانید سرمایه گذاری سرمایه گذاری را به آنان یاد بدهید ؟ بجای اینکه به بچه هایم یاد بدهم احتیاط به خرج بدهند و دست به عصا راه بروند , به این نتیجه رسیدم که بهترین کار این است که به آنان یاد بدهم هشیار باشند و با زیرکی وارد عمل شوند.
از رابرت پرسیدم : (بنابراین , چگونه می توانید در مورد پول و همه مسایلی که درباره آنها صحبت کرده ایم به کودکی آموزش بدهید؟ و چگونه می توانیم درک این مطالب را بویژه به پدر و مادرانی که خودشان بدرستی آنرا درک نمی کنند , تفهیم کنیم ؟)
او پاسخ داد : (در این مورد کتابی نوشته ام)
پرسیدم : (کجاست ؟)
پاسخ داد : (در رایانه ام. این نوشته سال هاست که به صورت مطالبی پراکنده ثبت شده است. گاهی چیزهایی به آن اضافه می کنم ولی هرگز فکرش را نکرده ام که همه را در مجموعه ای گردآوری کنم. پس از اینکه کتاب هایم جزو پر فروش ترین کتاب ها شدند , شروع به نوشتن آن کردم , ولی این نوشته جدید را هرگز به پایان نرساندم و هنوز به صورت مطالب پراکنده و نکته های کوتاه است. )
و این کتاب به صورت تکه هایی ثبت شده است. موضوعی که رابرت در داستان دو پدر (پدر پولدار و پدر بی پول) پی می گیرد , موضوع استعدادهایی است که او در طول زندگی آنها را توسعه داده است. او با مقایسه این دو گونه نتیجه مهمی می گیرد. این کتاب را من گردآوری و ویراستاری کرده ام. لطفا هر حسابداری که این کتاب را مطالعه می کند معلومات دانشگاهی خود را بطور موقت کنار بگذارد و حواسش را فقط به نظریه هایی معطوف سازد که رابرت به آنها اشاره می کند. اگرچه اغلب حسابرس ها اصول بنیادین حسابداری تایید شده را دقیقا زیر سوال می برند ! آنها از بینش و آگاهی مفیدی در جهت مسیر سرمایه دار های حقیقی آگاه می شوند که چگونه تصمیم هایی را که در امر سرمایه گذاری خود می گیرند , مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند.

مطلب مرتبط :   لینک های منتخب :

Written by