دانلود پایان نامه

: وقتی این تغیرات رخ داده باشد شما چگونه احساس تفاوت می کنید؟ این تغییرات چگونه نحوه احساس شما در مورد زندگی تان را تغییر می دهند؟
– سوالات ادراک بیرونی: هنگامی که اطرافیانتان بیشتر متناسب با شیوه ای هستند که شما می خواهید، آن ها چه چیز متفاوتی از سوی شما می بینند که به آن ها می گوید تغییراتشان تأثیر مفیدی بر شمامی گذارد؟ اطرافیان در مورد شما به چه چیز متفاوتی توجه می کند وقتی….. ؟ شما فکر می کنید چگونه این امر، برای دیگران متفاوت است؟ چه چیزی به خانواده و اطرافیانتان می گوید که شمادرمسیر حل مسائل تان هستید؟
۲-۲-۹-۲- سوالات استثناء:
هدف از این سوالات، شناسایی مواقعی است که مشکل فعلی، نباشد. این سوالات را که هسته اصلی درمانم راه حل محورهستند می توان به صرت دیدگاهی جایگزین بسط داد که این دیدگاه، آگاهی مراجع از توانایی هایش را بر ایجاد تغییر متناسب افزایش می دهد و راه رسیدن به داستان یک فرد جدید را که با مشکلات محاصره نشده باشد باز می کند. پژوهش در جهت یافتن نشانه های راه حل است (میلر، ۱۹۹۲) .
– وقتی که ممکن بود مشکل در گذشته پیش بیاید اما پیش نیامده است (و یا جدی نیست و قابل حل است)؟
– وقتی شما موفق نشدید که ….؟
– چه چیز در مورد اوقات یا مواقعی که مشکل بوجود نیامده است، متفاوت می باشد؟
– چه وقت (اخیراً) شما چیزهایی را تجربه کرده اید که از نظر شما، تفاوت بوجود آورده اند (به شما می گویند که در مسیر درست، حرکت می کنید)؟
– چه وقت توجه کردید که در برخورد با مشکل بهتر عمل می کنید؟
– چگونه به اطرافیانتان فرصت دادید که بدانند کاری که انجام می دهند که در نظر شما، به طور مثبت متفاوت است؟
۲-۲-۹-۳- سوالات سودمندی (اثر بخشی):
هدف از این سوالات پرداختن به خودکار آمدی مراجعین، یعنی توانایی های شان در ایجاد تغییر در مسیر دلخواه است (زیگلر و هیلر۸۵، ۲۰۰۱).
– شما چگونه آن را انجام دادید؟
– چگونه باعث شدید که آن اتفاق بیفتد؟
– وقتی که بهتر عمل می کردید چه کار متفاوتی انجام می دادید (و یا وقتی که مشکل وجود نداشت و یا وقتی که استثناء پیش آمده باشد)؟
– چگونه تصمیم گرفتید که آن کار را انجام دهید؟
– به اطرافیانتان می گویید که برای بیشتر اتفاق افتادن آن چی کاری باید انجام دهند؟
– ابتدا چه چیزی باید اتفاق بیفتد؟
– اطرافیان به شما چه چیزی می گویند که می توانید آن را انجام دهید؟
– شما در مورد گذشته تان، خودتان، اطرافیانتان، موقعیت تان و سایر مردم) چه می دانید که به شما می گوید این موضوع می تواند برای شما اتفاق بیفتد؟
۲-۲-۹-۴- سوالات ایستادگی (مقاومت):
هدف از این سوالات، نشان داد دشواری ودردناک بودن برخی موقعیت ها و نیز برجسته کردن نقش مراجع در انعطاف پذیری آن هاست (گرمان، ۲۰۰۸).
– شما چگونه موفق شدید که پیروز گردید ( ازمشکلات نجات یافتن، تحمل کردن، ادامه دادن)؟
– در یک موقعیت اسفبار، (مشاجره، غم، نگرانی، کمبود ارتباط و غیره) شرایط تا چه اندازه بد بوده اند که چیزهای پیش آمده، باعث بدتر شدن وضعیت بعدی نشده اند؟(چگونه موفق شدید که وضعیت، از وضع موجود بدتر نشود)؟
– برای دفع مقامت در برابر مشاجره، غم و غیره چه کرده اید؟
– چگونه فهمیدید که این کار می تواند مفید باشد؟

۲-۲-۹-۵- سوالات درجه بندی:
معمولاً این سوالات پرسیده می شوند تا اعداد سخن بگویند. درجه بندی ها برای اندازه گیری برداشت خود مراجع، ترغیب کردن، مشخ کردن، اهداف و هر چیز دیگری که برای شخص مراجع مهم است، استفاده می شوند. سوالات درجه بندی برای بحث کردن در مورددیدگاه خود مراجع، دیدگاه او نسبت به دیگران و دیدگاه دیگران نسبت به مراجع است(برگ و دی شازر، ۱۹۹۳).
در ادامه آن ها توضیح می دهند:
(نمودارها) مقیاس ها به درمانگر و مراجع امکان می دهد که از زبان به نحوه ی طبیعی آن با توافق در مورد اصطلاحات (مثلاً اعداد) و یک مفهوم که واضح، متعدد و منعطف است، استفاده کنند. در اینجا، یک مقیاس وجود دارد که ۱۰ معادل هدف است و ۰ برای عدم پیشرفت در زمینه آن هدف به کار می رود. چون که درمانگر و مراجع هیچ یک نمی توانند به طور کامل در مورد منظور دیگری از استفاده ی یک کلمه یا مفهوم خاص، مطمئن باشند، سوالات درجه بندی به آن ها امکان می دهد که به طور مشترک شیوه ای برای صحبت کردن در مورد چیزهایی که توصیفشان سخت است شامل پیشرفت در زمینه هدف مراجع بوجود آوردند. درجه بندی ها راهی در اختیار ما می گذارند تا به طور خلاقانه و با استفاده از اعداد، بد تعبیر نکنیم و چیزهای غیر قابل توصیف را توصیف نماییم و هنوز هم، اطمینان داشته باشیم که ما، به عنوان درمانگر کاری را انجام می دهیم که مراجع، ما را برای انجام آن، استخدام کرده است.
توجه کردن به جهت مثبت و ظرفیت یک درجه در تغییر مسیر به سمت راه حل (نه مشکل) مهم است. مثلاً اینکه اگر از مراجعین بخواهیم به خودشان بر حسب ابعاد امیدواری و انگیزه و یا مقدار پیشرفتی که داشته اند نمره بدهند، قالب ذهنی بسیار متفاوتی بوجود می آورد تا اینکه از آن ها بپرسیم چه اندازه ناامید و بی انگیزه هستند. فکر کردن در مورد اینکه یک فرد در راستای ابعاد مثبت، کجا قرار می گیرد، بسیارامیدوار کننده تر و ترغیب کننده تر است و احتمالاً پیشرفت به همراه دارد تااینکه سوالاتی پرسیده شوند که نه تنها صرفاً از لحاظ آماری معکوس راه حل ها هستند، بلکه ساختارهای کاملاً متفاوتی هستند. وقتی که مراجعین نمرات خود را بدهند، پاسخ ها
یشان محترمانه پذیرفته می شوند وآنگاه سوال به سوال دیگری یعنی چه چیزی می تواند شما را از ۳ به ۴ ببرد؟ ( و یا از ۶ به ۷ و غیره )تغییر می یابد.
امیدواری: بر روی نموداری از ۱ تا ۱۰ که یک نشان دهنده حالت کاملاً ناامیدی است و ۱۰ نیز نشانه اطمینان و اعتماد کامل است، شما فعلاً به امیدواری خود، چه نمره ای می دهید؟ چه چیز به شما می گوید که نمره شما یک سطح بالا رفته است؟ چه عددی به اندازه کافی بالاست که تلاش سخت در جهت تغییر چیزها را تضمین می کند؟
انگیزه بر روی نموداری از ۱ تا ۱۰ که ۱ نشان دهنده روز بعد از معجزه است و ۱۰ تمایل برای حل مشکل در هر مدت زمانی است، شما چه نمره ای به سطح فعلی انگیزه خود می دهید؟ چه چیزی باعث می شود که نمره شما یک سطح افزایش یابد؟
پیشرفت بر روی نموداری از ۱ تا ۱۰ که عدد ۱۰ روز بعد از معجزه است و عدد ۱ نشان دهنده زمانی است که وضعیت در بدترین حالت است، به نظر شما امروز در نمودار مسائل در کجا قرار دارند؟ بر روی نموداری از ۱ تا ۱۰ که عدد ۱ نشان دهنده درست زمانی قبل از مراجعه شما است و عدد ۱۰ زمانی است که مشکلات حل شده اند و به گذشته پیوسته اند، شما به سطح فعلی پیشرفت خود، (که اکنون در آن قرار دارید) چه نمره ای می دهید؟ چه چیز به شما نشان می دهد که یک سطح بالا رفته اید؟ چه عددی به شما می گوید که شما پیشرفت کافی در حل مسئله کردید بطوریکه می توانید مشکل را حل شده فرض کنید؟
۲-۲-۹-۶- سوالات مربوط به برداشت رابطه خود- دیگری:
این سوالات در زمینه روابط پرسیده می شوند تا توانایی ها، ویژگی های مثبت، نکات قوت و موفقیت ها را برجسته نمایند و آن ها را به بافت روابط بین شخصی ربط دهند (زیگلر و هیلر، ۲۰۰۱).
– شما می خواهید اطرافیانتان چه چیزهایی بدانند که به آن ها نشان دهد چه اندازه شما (آن ها را دوست دارید و می خواهید تا روابط تان بهبود یابد)؟
– همانطور که شما ادامه می دهید خود را بدین گونه ببینید چگونه تصور می کنید مسائل تغییر می کنند و بهتر می شوند؟
– اطرافیان شما چه تغییراتی می کنند؟
۲-۲-۹-۷- زمان بندی مداخله ها:
هدف درمان راه حل محور، این است که به مراجعین کمک کند راه حل قابل قبولی ازنظر خودشان بسازند. اگر درمانگر و مراجع، پیشرفتی می کنند که برای آنها رضایت بخش است، باید این اصل اگر مفیداست تثبتش کنید. را در ذهن داشته باشید. در چنین مواردی بهتر است که بجای منحرف شدن، مستقیم رفت (هویت۸۶و میلر ۲۰۰۰). منظور این است که جزئیات موفقیت مراجع را بدست آورد، او را تشویق کرد و نقش او را در بوجود آمدن آن موفقیت برجسته نمود نه اینکه تحت فشار قرار داد.
اگر مراجعین به بن بست برسند (و یا بهتر بگوییم وقتی به بن بست برسند) چرا که اگر آنها نیاز به کمک درمانگر جهت رهایی از این بن بست نداشته باشند، احتمالاً دراتاق درمانگر حضور نمی یابند، درمانگر راه حل محوردستمزد خود را با تشخیص اینکه چگونه آن ها در یک گفتگوی در مورد مشکل گیر کرده اند، بدست می آورد و سپس به طور مناسب آن ها رادر مسیر گفتگو در مورد راه حل، قرار می دهد. از این رو، همانطور که قبلاً گفته شد، درمانگر باید تشخیص بدهد که چه نوع رابطه مشترکی بین درمانگر و مراجعین (مشتری، شاکی، ملاقات کننده)- در مبحث نقش درمانگر توضیح داده شده است- در جریان است و برطبق آن، پیش برود. ممکن است یک مراجع به آن علت که فکر می کند هدف قابل دست یافتنی ندارد و یا این که احساس کند نمی تواند تفاوت مثبتی بوجود آورد، به بن بست برسد. اهداف خوب باید تبدیل به اعمال خاص شوند. ممکن است او آماده باشد که مثل مشتری ها پیش برود اما نمی داند که چه کارهایی انجام دهد (و یا نمی داند که چه کارهایی در گذشته برای او مثمر ثمر بوده است).
درمانگر راه حل- محور مداخله می نماید و گفتگو در مورد مشکل را قبل از آن که به صورت جرو بحث های غیر اخلاقی، سرزنش و دفاع، متهم ساختن و افزایش ناراحتی درآید، قطع می کند. در عوض درمانگر به مراجعین آنچه را که می خواهند، نشان می دهد و سوالاتی می پرسد که توجه آن ها رابه نقش شان در دست یافتن به راه حل هایی در زمان گذشته، حال و مهم تر از همه آینده، معطوف می نماید. سوال معجزه، تصورات و تفکرات مراجع را به خود جذب می کند و لحن و جریان گفتگتو را عوض می کند (نئوو شیلتز۸۷، ۲۰۰۰، متکالف، ۲۰۰۴). سوالات مربوط به ایستادگی، استثنائات و سودمندی، همکاران و پیوندد بین زوجین را افزایش می دهد.
سوالات درجه بندی در هر زمان در طول جلسه، قابل استفاده هستند به طور خاص وقتی مفیدند که نارضاتی ها و (یا پیشرفت) مبهم و نامشخص است؛ مثلاً وقتی مراجعین به موضوعاتی مثل ارتباط اشاره می کنند؛ (برداشت) درک یک فرد از برقراری یک ارتباط خوب با دیگران، از زمانی به زمان دیگر، متغیر است. با عدد ۱۰ که نشان دهنده ارتباط به بهترین نحو ممکن است، پیشرفت مراجعین و برداشت های متفاوتشان، به طور ساده از طریق این نمره بندی آنها، به تصویر کشیده شده است. ما به طور مکرر از هر مراجع می خواهیم نمره دیگری را حدس بزند که این امر، دوباره پیشرفت و تفاوت ها را در مورد درک این موضوع ترسیم می کند؛ علاوه بر این نشان می دهد که چنین تفاوت هایی که انتظارشان می رود عادی هستند. سوال این نیست که چه کسی درست می گوید، بلکه سوال این است فردی که نمره بالایی می دهد، چه چیزی را درک می کند که دیگری درک نمی کند؟ از این رو مهم نیست که چقدر مبهم و نامشخص مراجعین وضعیت خود را توصیف می کنند، نمودارها را می توان برای بوجود آوردن روشی مفید برای صحبت کردن درمانگ
ر و مراجع با یکدیگر در مورد ساختن راه حل ها، به کاربرد (برگ و دی شازر، ۱۹۹۳).

مطلب مرتبط :   دانش آموزان دبیرستانی، یکپارچگی اقتصادی

۲-۲-۱۰- فرایند درمان:
استیون فریدمن در کتاب خود تحت عنوان:” روان درمانی موثر و زمانبند در جهت افزایش نتایج در عصر منابع محدود” (فریدمن و لیپچیک۸۸، ۱۹۹۷، ۱۹۹۹)، قویاً از درمان راه حل محوراستفاده می کند همچنان که او پنج فرآیند اصلی را که یک رویکرد موثر در طی زمان مبتنی بر قابلیت را نشان می دهند ترسیم می نماید:
۱. ارتباط: گوش دادن، تأیید نمودن و قبول نمودن سرگذشت هر یک از مراجعین همزمان با اینکه فرد درمانگر در مورد مجموعه اهدافی که متقابلاً در مورد آن ها توافق شدهاست به آن ها می پیوندد.
۲. کنجاوی: ایجاد فرصت برای بحث در مورد دیدگاه ها همزمان با توجه به توانایی های مراجعین.
۳. همکاری: همکاری با مراجع در جهت آینده ترجیهی او، برجسته سازی موفقیت ها (استثناها) و ایجاد امیدواری.
۴. خلق نظریات کارساز:
الف) معرفی ایده های جدید که از گفتگوهای بالینی سرچشمه می گیرند.
ب) مشخص نمودن اقدامات عملی (تکلیف خانه).
۵. خاتمه: تعریف و تمجید نمودن، گرامی داشتن و تحسین تغییر، ایجاد فرصت برای مراجع برای بیان و اعلام نظر خود در خصوص تغییرات صورت گرفته خویش و ارائه پیشنهادهای بیشتر در آینده. نمودار زیر الگوی درمان را در رویکرد راه حل محور نشان می دهد:

ایجاد امیدواری ایجاد فضا گوش دادن
توسعه اهداف جستجوی توانایی ها و پیوستن
قبول انتظارات صلاحیت ها تأیید کردن

معرفی عقاید، شقوق انتخابی جدید، بیان مراحل عملی کار، تشویق صورت گرفته
ارائه متمم ها، گرامی داشت، تغییر پیشنهاد راه حل های بعدی (تلفنی – رودررو)

نمودار ۲-۱: الگوی درمان (فریدمن، ۱۹۹۷)

مطلب مرتبط :   پایان نامه با کلمات کلیدیمیانگین، .A، آنتی، Amuk

درمان راه حل محوراقدام درمانی را به عنوان “فاکتورهای درمانی” در نظر می گیرد (که بیانگر نوعی مدل پزشکی “بیماری ” و “درمان” می باشد). در عوض درمان راه حل محوربر دستیابی مقابله ای و انسانی به معناسازی تأکید می کند. چگونه ظاهر ما بر آنچه که می بینیم تأثیر می گذارد و آنچه که ما می بینیم بر آنچه که در اطرافمان انجام می دهیم تأثیر می گذارد. تغییر در ادراک به تغییرات در رفتار (و بالعکس) منجر می شود این از طریق زمان رخ می دهد:” همچنان که مراجعه کنندگان و فرد درمانگر بیشتر و بیشتر در مورد راه حلی که می خواهند با یکدیگر آن را به وجود آورند صحبت می کنند. آن ها به حقیقت یا واقعیت آنچه که درباره آن صحبت می کنن

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید