دانلود پایان نامه

ً کمک به مراجع است که از حرف زدن درباره ی مشکل به حرف زدن درباره ی راه حل ها، تغییر در کلام خویش را شروع کند . وقتی که افراد می توانند درباره ی مشکل به حرف زدن درباره ی راه حل ها، تغییر در کلام خویش را شروع کند. وقتی که افراد می توانند درباره ی موثر بودن خود و اینکه در گذشته چگونه موثر بودند، صحبت کنند، آن گاه درمانگر راه حل محوربه هدف اولیه خومیش دست می یابد. از این لحاظ کار درمانگر ایجاد راه حل هایی است که از گفتگوهای خوشبینانه تری ناشی می شوند.
چون درمانگر راه حل محورقرار نیست “شخصیت یا ساخت های خانوادگی” را با سازمان دهی کند، گرایش می یابد که راحت ترین هدف ها را تعیین کند . کمک به مراجع برای تعیین اهداف روشن و دست یافتنی عمده ترین مداخله در نوع خود است و جریان اندیشیدن درباره ی آینده و آنچه را که شخص می خواهد متفاوت باشد، بخش بزرگی از کاری است که درمانگر راه حل محورانجام می دهد (والتر و پیلر۷۴، ۱۹۹۶).
۲-۲-۴- اصول اساسی درمان راه حل محور:
فلسفه زیر بنایی رویکرد را حل محور بر پایه این فکر بنا شده است که تغییر مداوم و اجتناب ناپذیر است. لذا در درمان بر چیزی که ممکن و قابل تغییر است تاکید می شود. این مدل بر برداشتن قدم های کوچک برای شروع تغییر تأکید دارد و معقتد است که به جای مشکل به قابلیت ها و توانایی ها پرداخته شود (کارلسون ۷۵و همکاران، ۱۹۸۷؛ به نقل از نظری، ۱۳۸۳). ۱۲ اصل اساسی این درمان به شرح زیر می باشند:
۱. تمرکز بر آینده، راه حل و موارد مثبت تغییر را در مسیر مطلوب هدایت می کند بنابراین تمرکز اساسی بر صحبت راه حل محور۷۶به جای صحبت مشکل محور۷۷ است.
۲. استثنائات به هرمشکل می توانند بوسیله درمانگر و مراجع خلق شوند که در ساختن راه حل ها کمک کننده است.
۳. درهمه زمان ها تغییر در حال وقوع است.
۴. تغییر جزئی به تغییر بزرگتر منجر می شود.
۵. مراجعان همیشه در حال همکاری کردن هستند. آنها نشان می دهند که درباره ی ایجاد تغییر فکر می کنند.
اگر تفکرشان رادرک کنیم و برطبق آن عمل کنیم، و همکاری اجتناب ناپذیر است.
۶. مردم همه آن چیزی را که برای حل مشکلاتشان لازم است، دارند.
۷. معنا و تجربه به طور تعاملی ساخته می شوند.
۸. اعمال وتوصیفات دوره ای هستند.
۹. معنای پیام پاسخی است که شما دریافت می کنید.
۱۰. درمان، یک کوشش متمرکز به راه حل یا هدف با مراجع، به عنوان یک متخصص است.
۱۱. هر تغییری در مورد این که چگونه مراجعان هدف را توصیف می کنند و چه اقداماتی انجام می دهند، بر تعاملات آینده با همه افراد تأثیر می گذارد.
۱۲. اعضای گروه درمانی کسانی هستند که در احساس اینکه هدفی وجود دارد مشارکت می کنند و تمایلاتشان را برای انجام کاری که به وقوع آن منجر شود بیان می نمایند.
این اصول درمانگر را هدایت می کند و رهنمودهایی رابرای اینکه یک رویکرد کامل شکل بگیرد، فراهم می نماید. راهی برای تفکر، راهی برای محاوره و راهی برای تعامل بامراجعان (به نقل از نظری، ۱۳۸۳).
۲-۲-۵- راه حل ها چگونه ساخته می شوند؟
راه حل ها در رویکرد راه حل محوربه شیوه تعاملی بین مراجع و مشاور با توجه به نکات زیر تدوین می گردند(دی شازر، ۱۹۸۵، ۱۹۹۵، ۱۹۸۸؛ به نقل از پروچاسکا و نورکراس۷۸، ۱۳۸۵).
۱. تمرکز بر هدف :
درمان با تمرکز بر آن دسته از اهداف زمان حال آغاز می شود که می توانند آینده بهتری را بسازند.”هدف شما از آمدن به اینجا چیست؟” درمانگر، درمان را پیرامون هدف های زمان حال، نه مشکلات گذشته، تنظیم می کند.
جمله “چه چیزی شما را به اینجا کشانده؟” مقدمه ای است که به احتمال زیاد مراجعان را ترغیب می نماید تا بر مشکل تمرکز کنند.
۲. تمرکز بر مشکل:
اگر مراجع با صحبت کردن در مورد مشکلات و شکایت ها پاسخ دهد، درمانگر تفاهم وهمدلی نشان می دهد. اما بعد از اینکه داستان مشکل گفته شد، درمانگر آماده می شود تا تمرکز را عوض کند.
۳. تمرکز بر راه حل:
موقعی که مشکل حل شده باشد چه کار متفاوتی انجام خواهید داد؟ آیا مراجع برای انجام دادن قسمت کوچکی از آن هم اکنون آمادگی دارد؟ اگر چنین باشد، پس فوراً باید تغییر را آغاز نمود.
۴. تمرکز بر استثناء
آنچه را که می خواهید به صورت متفاوت انجام دهید، اگر هم اکنون اتفاق بیفتد، چه احساسی به شما دست می دهد؟ یاچه وقتی مشکل شما اتفاق نمی افتد؟ به این اظهارات، سوالات استثناء یاب گفته می شود که بر توانمندی های مراجع استوار هستند.
۵. انتخاب یا خودانگیختگی:
آیا رویدادهای بدون مشکل به صورت انتخابی، عمدی یا آگاهانه اتفاق می افتند؟ با اینکه درمواقع سالم تر و شاداب تر، به صورت خود انگیخته، تصادفی یا غیر قابل پیش بینی روی می دهند؟
اگر معلوم شد که موارد استثنایی تحت کنترل مراجع هستند، بعضاً می توان هدف های روشنی را تدوین کرد و مراجع را ترغیب نمود تا کارهایی را انجام دهد که به رخ دادن بیشتر این مواد کمک کند. اگر موارداستثنایی به صورت خود انگیخته رخ بدهند، مثل حضور دوستان پس روی این موضوع تمرکز می شود که چگونه می توان این رویدادها را عملی کرد. مثلاً فرد می تواند از دوستانش دعوت کند که به دیدن او بیایند.
اگر مراجع به هر یک از این سوال ها باگفتن من نمی دانم پاسخ دهد درمانگر باید به او بگوید که این علامت خوبی است این فرآیند برای مراجع تازه است و به او کمک خواهد کرد تا به صورتی متفاوت فکر کند و گزینه هایی را تدوین نماید که ممکن است قبلاً آن ها را تصور نکرده باشد.
۶. تغییرات کوچک به
تغییرات بزرگ ترمی انجامند:
جلسات بعدی بر اساس دستاوردها وهدف هایی بنا نهاده می شوند که در جلسات قبلی درمان شده اند. برای مثال یکی از درمانجویان می گفت؛ “تغییر دادن من مثل یک کشتی باری است تا یک قاشق سرعتی ابتدا آرام و به تدریج تغییرمی کنم. امابعد از این که مسیر جدیدی را پیدا کنم دیگر هیچ چیزی نمی تواندجلوی مرا بگیرد و با سرعت به پیش می روم.
۷.هر راه حلی بی همتاست :
درست همانگونه که هر مراجعی یک فرد بی همتاست، هر راه حلی نیز بی همتاست. درمانگران باید منتظر ابتکارات شگفت آور باشند. زن سالمندی که تنها درمرکز شهر زندگی می کرد، راه حل خلاقی برای خویش پیدا کرد. او برای رهایی از افسردگی، به سه کلیسا پیوست: کاتولیک، بابئیست و پروتستان. به این ترتیب او سه برابر حمایت اجتماعی کسب کرد. سه برابر فرصت اجتماعی به دست آورد و وقت خالی بسیارکمتری برای افسرده شدن داشت.این واقعیت که اغلب افراد زندگی خود را فقط پیرامون یک فرقه ی مذهبی نظم می دهند، مانع از آن نشد که به کلیساهای مختلف نرود.
۸.-راه حل ها از گفتگو حاصل می شوند:
راه حل ها حاصل گفتگوها هستند. خواه گفتگو با خود باشد یا با درمانگر. اگر درمان ما را ترغیب کند که در مورد همان مشکلات قدیمی صحبت کنیم که کاملاً آنها را می شناسیم، پس احتمالاً به صورت همان خود قدیمی می مانیم. تغییر، با صحبت کردن دربارهی راه حل ها آغاز می شود. اگر بخواهیم درمان کوتاه شود، پس لازم است گفتگوهای درمانی هر چه زودتر بر راه حل ها تمرکز یابند.
۹-واقعیت ما زبان است:
درمانگری را به ما نشان دهید که زبانش پر از اصطلاحات فنی درمورد شخصیت و آسیب شناسی روانی است و ما درمانگر را به شما نشان خواهیم داد که آماده است درمان دراز مدتی را انجام دهد که گذشته را تکرار می کند. درمانجویی را به ما نشان دهید که صحبت کردن درباره ی هدف های عملی وشخصی را در زمان حال آغاز می کند و ما درمانجویی را به شما نشان خواهیم داد که واقعیتش در حال تغییر است.
۲-۲-۶-پیش فرض های درمان راه حل محور:
لیپچیک (۲۰۰۲)، مجموعه ای از پیش فرض های درمان راه حل محور را توصیف می کند:
۱. هر مراجعی منحصر به فرد است.
۲. مراجعان منابع و قوای ذاتی برای کمک به خودشان را در اختیار دارند.
۳. تمام یک چیز منفی نیست.
۴. چیزی به عنوان ممانعت و مقاومت وجود ندارد.
۵. شما نمی توانید مراجعان را تغییر دهید. آن ها تنها خود می توانند خود راتغییر دهند.
۶. درمان راه حل محوربه کندی پیش می رود
۷. هیچ علت و معلولی وجود ندارد.
۸. راه حل ها لزوماً ربطی به مشکل مورد نظر ندارند.
۹. احساسات بخشی از هر مشکل و راه حل هستند.
۱۰. تغییر دائمی و غیرقابل اجتناب است، یک تغییر کوچک می تواندمنجر به تغییرات بزرگتر شود.
۱۱. فرد نمی تواند گذشته راتغییر دهد بنابراین بایستی بر روی آینده تمرکز کند.

مطلب مرتبط :   مدل اندازه گیری، مدل معادلات ساختاری

۲-۲-۷- ساختار جلسات درمان :
دی اشزر و برگ (۱۹۹۷؛ به نقل از گرمان، ۲۰۰۸) ویژگی های رسمی یک جلسه ی کلاسیک SFBT را جمع بندی کرده اند: ویژگی های شاخص SFBT عبارتند از:
۱. در اولین گفتگو در زمانی مناسب، درمانگر سوال معجزه را می پرسد
۲. حداقل یک دفعه در طول اولین گفتگو ودرجلسات بعدی از مراجع خواسته می شود که چیزی را بر روی نموداری ۰۱۰ و یا ۱۱۰ ، قرار دهد.
۳. در طول گفتگو، درمانگر زمانی را به استراحت اختصاص می دهد.
۴. پس از این وقفه، درمانگر به مراجع مکمل هایی می دهد که گاهی اوقات (غالباً) همراه با پیشنهاد و تکلیف در خانه (غالباً تمرین نامیده می شود) است.
طبق این طرح ابتدا درباره ی انواع سوالاتی که معمولاً در درمان راه حل محورهمراه بامثال های فراوان پرسیده می شود، بحث می کنیم. سپس به استفاده های استراحت کوتاه و یا وقفه در طول جلسه می پردازیم و آنگاه در مورد بخش پس از استراحت جلسه که شامل استفاده از دستورالعمل ها و تکالیف در خانه است، بحث می کنیم.
جلسات که معمولاً ۶۰-۵۰ دقیقه طول می کشد، با دوره کوتاهی از اجتماعی شدن و ایجاد پیوند، شروع می شود. همانطور که در عنوان کتاب”گفتگوی راه حل محور، میزبانی کردن از گفتگوهای درمانی” نوشته بن فرمن و تاپاتنی آهولا۷۹(۱۹۹۲) ، درمانگر راه حل محوربه ایجاد وضعیت درمانی راحت و مشترک توجه می کند، ممکن است انواع سوالات متفاوت پرسیده شود. نمونه ذیل سوالات معمول در درمان راه حل محوررا در اختیار می گذارد (گرمان۸۰، ۲۰۰۸)
۲-۲-۸- نمونه ایی از سوالات درمان راه حل – محور:
قبل از جلسه :
استنباط تغییر پیش از جلسه
واضح است که ریشه های تغییر قبل از جلسه اول مفید می باشد. در اولین برخورد تماس، معمولاً وقتی که تماس تلفنی برای تعیین قرار ملاقات می شود ممکن است درمانگر راه حل محوردر خواستی بکند که توجه مراجع را به سمت استثنائات مشکل یعنی اوقاتی که نارضایتی های فعلی، وجود ندارد، معطوف نماید. از الان تا جلسه بعدی که همدیگر راملاقات می کنیم، دوست دارم که شما مشاهده و نظارت کنید تابتوانید جلسه بعد، آنچه را که در خانواده، زندگی، ازدواج و روابط شما اتفاق می افتد و دوست دارید که همچنان، اتفاق بیفتد را توصیف کنید (دی شازر، ۱۹۸۴؛ دی شازر و مولنار۸۱، ۱۹۸۴؛ به نقل از گرمان، ۲۰۰۸).
این سوال مهم کلی (کلیدی عام که متناسب هر قفلی است ) به تغییر دیدگاه کمک می کند، آن اشاره می کند که چیز مثبتی اتفاق می افتد که می تواند همکاری مراجع را در برداشته باشد و مورد نظارت قرار گیرد. پرداختن به آنچه که در جلسه مورد توجه قرار گرفت (استنباط ت
غییر پیش از جلسه) می تواند به تثبیت و تقویت آگاهی تازه و مفید کمک کند (آدامس، پیرسی و جوریچ۸۲، ۱۹۹۱؛ وینر- دیویس۸۳، دی شازر و گینگریچ۸۴، ۱۹۸۷؛ به نقل از گرمان، ۲۰۰۸).
۲-۲-۹- سوالات اولیه در طول جلسه:
هدف این سوالات بوجود آوردن رابطه ی دوستی، ایجاد فضا برای دیدگاه ها و نظریه های هر یک از مراجعین و ایجاد چارچوب گروهی می باشد.
– چه چیزی باعث شد که شما امروز، اینجا حضور داشته باشید؟
– چگونه می توانم به شما کمک کنم؟
– از زمانی که برای اولین بار تماس گرفتید و این قرار ملاقات را تنظیم نمودید، هر یک از شما به چه تغییراتی توجه کرده اید؟
– برداشت شما از این وضعیت چگونه است، به نظر شما چه چیزی کمک کننده است؟
– چه چیزی باید اینجا اتفاق بیفتد تا وقتی شما اینجا را ترک کردید، با خود فکر کنید رفتن و دیدن درمانگر، خوب بود؟
– چه کاری می توانم بکنم که به شما کمک کند و این مشکلات برطرف شوند روحیه تان بهبود یابد؟
۲-۲-۹-۱- سوالات هدف ساز:
هدف این سوالات، در چارچوب سنجشی (آنچه که قابل مشاهده و دست یافتنی باشد)، شناسایی خواسته های مراجع از درمانگر است.
سوال معجزه: فرض کنید هنگامی که شما امشب به خانه می روید ومی خوابید، یک معجزه اتفاق بیفتد و مشکلاتی که شما را به اینجا کشانده حل شوند. اما، به دلیل این که شما خواب هستید، نمی دانید این معجزه اتفاق افتاده است. بنابراین فردا وقتی بیدار می شوید و در طول روز، پیش می روید، متوجه می شوید که چیزها برای شما متفاوت است اما نمی دانید که معجزه رخ داده است. اولین چیزهایی که به آن ها توجه می کنید و متفاوت اند، کدام ها هستند؟ به چه کاری که اطرافیان شما به طور متفاوت انجام می دهند و به شما، نوعی تغییر را نشان می دهند، توجه می کنید؟ اطرافیان شما به چه کاری توجه می کند که شما آن را متفاوت انجام می دهید؟
– از کل به جزء: چگونه متوجه می شوید که مشکلاتی که شما را به اینجا کشانده است حل شده اند ( و یا به اهدافتان رسیده اید). مسائل شما چه تفاوتی خواهند کرد؟ چه چیزی به طور خاص به شما می گوید که شما مشکل را حل کرده اید و یا به این اهداف دست یافته اید؟ اولین نشانه هایی (کوچکترین گام ها) که به شما می گوید که در مسیر صحیح حرکت می کنید، چیست؟ دیگر چه؟
– ارائه جزئیات خاص- ترسیم تصویر: چه چیزی به شما نشان می دهد که در مسیر درست قرار دارید؟ دیگر چه؟ آن مورد، شبیه چیست؟ چه چیزهای دیگری می تواند متفاوت باشد؟ چه چیز متفاوتی هست که به شما اطمینان می دهد که پس از پایان این جلسات همچنان در مسیر صحیح حرکت خواهید کرد؟
– اهداف و شیوه ها:

مطلب مرتبط :   سیستم اطلاعاتی، ارزیابی عملکرد

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید