مسائل ارائه شده در خانواده و برای نحوه ی ارزیابی مداخله باید مدنظر قرارگیرد (وگنر۹۵، ۲۰۰۱).
طبق نظر دی شازر (۱۹۸۸ و ۱۹۸۵)، مشکلاتی که مراجع مطرح می سازد، مثل قفل دری است که می توان آن را به روی یک زندگی خوشایندتر گشود البته به شرطی که بتواند کلید را پیداکند غالباً وقتی سعی می شود تا علت قفل بودن در را پیدا کنند، زمان از دست می رود و ناکامی افزایش می یابد. آن هم زمانی که خانواده باید در پی یافتن کلید باشد (گلدنبرگ و گلدنبرگ، ۲۰۰۰؛ به نقل از سودانی ، ۱۳۸۵).
۲-۲-۱۳- ارزیابی نابهنجار:
دردنیای راه حل محور، بحث اختلال مختومه است. صاحب نظران راه حل محوردقیقاً همانطور که مراجعان را از گمانه زدن درباره ی شکل گیری مشکل دور می کنند درمانگران رانیز چنن حدس و گمانه زنی منصرف می کنند. آنها قویاً معتقدند که راه حل ها برای مشکلات اغلب با شیوه ای که مشکلات شکل می گیرند، نامرتبطند و ردگیری عوامل سبب شناختی در حرف زدن درباره مشکل یعنی دقیقاً آنچه که آن ها در صدد اجتناب از آن هستند، صورت نمی گیرد (بهاری، ۱۳۸۸).
درمانگران راه حل- محور مراجعین را همان طوری که هستند، ملاقات می کنند (غالباً یک جلسه را با این سوالات شروع می کنند، چه چیز باعث شد که شما اینجا بیابید؟ و یا امید دارید که باآمدن به اینجا، چه کاری انجام دهید؟) و از مقولات تشخیصی به شکل نسبتی و مفاهیم آنچه که برای زوجین، فرد وخانواده سالم یا ناسالم، عملی یا غیر عملی تصور می شد، دوری می جویند. اگر چه راهنمایی های کلی ممکن است توصیف شوند، هر مورد، موردی خاص در نظر گرفته می شود. درمانگر سعی می کند این موضوع را ساده بگیرد بدین گونه که بیمار را جدی در نظر می گیرد و دیدگاهمراجع را نسبت به همان چیزی که مشکل هست یانیست می پذیرد. اولویت به تجارب مراجع، اهداف، ایده ها، ارزش ها، انگیزه ها و جهان بینی ها داده می شود که ازرشمند و واقعی پنداشته می شوند و مورد ارج قرار می گیرند (دی شازر و ویکلند، ۲۰۰۰؛ به نقل از هویت، ۲۰۰۴).
بحث در مورد گذشته به مراجعین اجازه می دهد که حس بودن رابشنوند و تصدیق کنند و فرصتی برای بررسی ایده های خود در مورد آنچه که کمک کننده باشد (تئوری هایشان در مورد تغییر) و شناسایی موفقیت های گذشته و استثنائات مربوط به مسئله، فراهم کنند. هسته اصلی جلسه راه حل محوراز حال به آینده است.درمانگر باید مهارت هایی برای پیوستن و کار کردن با افراد گوناگون داشته باشد و بتواند به آن ها در یافتن راه حل هایی متناسب با چارچوب ارجاعشان کمک کند. در رویکرد راهحل محور مراجع در مرکز است و این رویکرد، رویکردی بین فرهنگی است زیرا واقعاً به دانش بومی (شخصی، خانوادگی، اجتماعی) افرادی که به دنبال درمان هستند، احترام می گذارد. تنوع فرهنگی، ارج نهاده می شود زیرا تأکید بر یادگیری از آن هاست نه اینکه فقط در مورد آنها یاد گرفته شود. با این وجود در این رویکرد، گرایش به موضوعات سیاسی، اجتماعی- فرهنگی همچون قومیت، طبقه و نژاد است و نقش های جنسیتی معمولاً به طور واضح بحث نمی شوند مگر اینکه مراجعین بخواهند که موضوع بحث، نقش های جنسیتی باشد (گرمان ، ۲۰۰۸)
۲-۲-۱۴- درمان راه حل محوردر مدارس:
اساس و بنیان مشاوره راه حل محورمبتنی بر اعتماد مشاور به مراجعان با دانش آموزان در جهت ایجاد تحولاتی سازنده در زندگی خود، به کار گیری و بهره وری از منابع درونی شان است. در این شیوه، راه حل ها با شناخت و به کارگیری موارد استثناء و نه با کنکاش و تشریح مشکلات ، به دست می آید. توانایی ها و قابلیت های دانش آموزان پرورش داده می شود و سپس در جهت به اجرا در آوردن اهداف رفتاری قابل حصول و واقع گرایانه، به کار گرفته می شود. مشاور می تواند شیوه ی درمانی راه حل محوررا برای والدینی که فرزندانشان نیز در مدرسه مشکل ایجاد کرده است به کار گیرد. به علاوه مشاور می تواند این برنامه را برای دانش آموزانی که در معرض خطر هستند نیز بکار ببرد.
این شیوه درمان به مشاور و والدین اجازه می دهد تا درباره ویژگی های مثبت دانش آموزان، بایکدیگر در تماس باشند. مشاوران می توانند با والدین، در جهت تقویت مهارت های ارتباطی خود، کمک کنند تا بتواند با فرزندانشان روابط بهتری برقرار کنند. والدین نوعاً الگوهای رفتاری قالبی را از خود بروز می دهند که مطابق با شیوه ارتباطی شان است. آنان معمولاً رفتارهایی را از خود نشان می دهند که در دوران کودکی،از والدین و اطرافیان خود مشاهده کردند. اگر این الگوهای پیشین ماهیتی مالی داشته باشند، می توانند به ارتباط والد فرزندی آسیب بزند یا در بهترین حالت، به نتایج مطلوب محدودی بینجامد مشاوران می توانند روش های ارتباطی مثبتی را به آن ها آموزش دهند و به ویژه می توانند برای بهبود مهارت های والدینی، مفاهیم راه حل محوری را به آنان بیاموزند (دیویسی و آزبورن، ۱۳۸۶)
اینکه با کارگران آموزشی مشتاق و دلسوز کار کنیم، بسیار سودمند است. ما به کمک هم سعی کردیم روش هایی را برای بهبود تجربه ی کلی تحصیلی کودکان بیابیم این معلمان از شیوه های کلاسی استفاده می کردند که در واقع همان گسترش وتداوم کاری بود که من می کردم. برای نمونه وقتی معلمی می دید که کودک نزدیک است به شیوه ای منفی جلب توجه کند. ممکن بود برای چند لحظه توجه فردی مثبت خود را به وی نشان دهد (کوری۹۶ و کوری، ۱۳۸۲).
محورسی که شامل آموزش و پرورش مرتبط و اندیشمندانه نیست، شک خورده های فراوان تولید می کند با شروع شکست، در همان ابتدا شکست خورده ها خی
لی زود از شاگردان موفق جدا می شوند. باید برای جلوگیری از این شکاف تمام تلاش ها به کار برده شود (گلاسر، ۱۳۸۰).
در زمینه کاربرد درمان کوتاه مدت راه حل محور در محیط های آموزشی مدرسه هم در مشاوره مدرسه و هم در مددکاری اجتماعی و در ساختار مدرسه و دوره تحصیلات، توجه بسیاری شده است. یافته های مقدماتی نشان داده اند که دمان کوتاه مدت راه حل محوردر مشاوره مدرسه باکودکان محورس ابتدایی، متوسطه و دبیرستان موثر است (تریبر و همکاران، ۲۰۰۶)
دانش آموزان درمدارسی که نمی توانند نیازهای رشدی آن ها را برآورده سازند، قانون شکنی بیشتری نشان می دهند (برگ، ۱۳۸۶). مورفی (۱۹۹۷) عنوان می کند که مدرسه باید باکمک والدین و سرپرستان، با دانش آموزانی که در قوانین مدرسه اختلال ایجاد می کنند، برخورد کند. اما مشاوری که به روش راه حل محورعمل می کند، در پی یافتن مواردی است که دانش آموز عملکرد قابل قبولی دارد. مشاور به ویژهزمانی که دانش آموز با مدرسه مشکل دارد، فرازند پیشرفت عملکردهای او را بررسی می کند و خانواده ی وی را از مواقعی که او عملکرد مناسبی دارد، آگاه می سازد. مشاور سوالاتی از این قبیل را برای والدین مطرح می کند:”هم اکنون وضعیت با گذشته چه تفاوتی دا رد؟ “یا “آیا در خانه متوجه تغییراتی در جهت مثبت در او شده اید؟ ” هم اکنون وضعیت با گذشته چه تفاوتی دارد ؟” یا “آیا در خانه متوجه تغییراتی در جهت مثبت در او شده اید ؟ چه چیزی با گذشته فرق کرده؟” این نکته مهم را به خاطر داشته باشدی که روش راه حل محور، چیزی بیش از ابزاری برای برخورد با مشکلات موجود در مدرسه است و در واقع، شیوه جدیدی از تفکر درباره ی مردم و پیگیری مشکلات آن ها است (مورفی۹۷، ۱۹۹۷؛ به نقل از بخشی پور جویباری، ۱۳۸۸) . به موازاتی که مشاور مدرسه تلاش می کند تا دیدگاه راه حل محوررا در فضای مدرسه حاکم سازد. طبعاً لازم است که این دیدگاه به خارج از مدرسه و به خانه ی دانش آموزان نیز سرایت کند. (دیویس و آزبورن ، ۱۳۸۶).
یکی ازکاربردهای درمان کوتاه مدت راه حل محوردر محورس را می توان در اوستین تگزاس مشاهده نمود. یک پروژه اخیراً در یک دبیرستان اجرا شد که از دانش آموزان مشکل دار تشکیل شده است. این مدرسه از یک مدل راه حل ساز استفاده می کند که از طریق درمان کوتاه مدت راه حل محورایجاد شده است و برای درگیر نمودن دانش آموزان با استفاده از مهارت ها و شیوه های درمانی راه حل محورطراحی می شود.بررسی مقدماتی نشان داد که ۶۲ درصد دانش آموزان نمونه مشکل دار به موقع فارغ التحصیل شدند و بیشتر آن هایی که به موقع فارغ التحصیل نشدند، هنوز در مدرسه هستند و به دنبال مدرک می باشند. ۹۱ دصد به طور مساوی گزارش دادند که قصد دارند در دانشکده، یا نوعی برنامه آموزشی پس از دوران متوسطه شرکت کنند. همچنین نتایج، حاکی از رضایت این دانش آموزان از هر سه بعد مدرسه (رضایت مدرسه، حمایت معلم، امنیت مدرسه) بود. در حالی که دانش آموزان گروه مقایسه از این سه بعد رضایت نداشتند. این بررسی در حمایت از کاربرد اصول و عملکرد درمان کوتاه مدت راه حل محوربرای تحریک کردن دانش آموزان مشکل دار به سمت آموزش بعد از متوسطه موثر است (فرانکلین و همکاران، ۲۰۰۸).
۲-۲-۱۵- مشاوره گروهی و درمان راه حل محور:
بخش اصلی این ارتباط کاری مثبت، همانا همکاری و تعاون است (برگ و میلر، ۱۹۹۴) . همکاری و تعاون مستلزم آنست که مشاور و مراجع بر سر جنبه های مهم فرایند مشاوره از قبیل موضوع یامسئله ی خاص و مورد نظر، اهداف و مداخله ها توافق داشته و هر دو مایل به همکاری در این زمینه ها باشند. برای دستیابی به این هدف، مشاور نیازمند آن است که تلاش های هماهنگی رادر جهت ایجاد وضعیتی مثبت به عمل بیاورد. یعنی هر چه با مراجع به شیوه هایی محترمانه، خالصانه وهمدلانه ارتباط برقرار کند و اهداف مشاوره را به وضوح برای مراجع شرح دهد، از مراجع بازخورد بهتری به دست خواهد آورد. همینطور مراجعانی که مواردی منفی درباره مشاوره در ذهن خود دارند به احتمال زیاد ازمشاوره نفعی حاصلشان نخواهد شد. به گفته لامبرند (۱۹۹۲)، عامل انتظارات وتوقعات، در حدود ۱۵ درصد از نتایج مشاوره را پیش بینی می کند(دیویس و آزبورن، ۱۳۸۶).
مشاوره گروهی، بیشتر شامل موضوعات زیر برای گروه است. مشکلات رفتاری، رقابت خواهران و برادران خشمگین و پرخاشگر، مدیریت، اعتیاد یا گروه های بازمانده از بهره کشی جنسی، دانش آموزان خانواده های طلاق گرفته تو مسائل آموزشی از قبیل مهارت های مطالعه. بنابراین مشاوره گروهی، شامل گشتن در پی استثنائات، متفاوت بودن در کارها، فهمیدن چیزی که موثر است و تحسین موفقیت می باشد. این اجزاء، جزیی از یک فرآیند گروهی موفق محسوب می شوند که گروه را پر بارتر می سازد. استفاده از پرسش معجزه- در قسمت فنون راه حل محور توضیح داده شده است- به عنوان یک موضوع گروهی درتمرکز یافتن اعضای گروه بر کاری که می خواهند در هنگام مسئله انجام دهند، موثر است(متکالف، ۱۹۹۵؛ به نقل از علی محمدی، ۱۳۸۹).
کز۹۸و همکاران (۱۹۹۸؛ به نقل از علی محمد، ۱۳۸۹) عنوان می کنند “این تصور که بیشترین کارایی مشاوران در انجام خدمات مشاوره ای به شکل انفرادی است، به شکل غیر واقع بینانه می باشد”. آن ها مشاوره گروهی را به عنوان ابزاری مهم در برخورد با نوجوانانی که در معرض خطر هستند پیشنهاد می کنند. به ویژه باتوجه به وقت کم و حجم زیاد دانش آموزانی که مشاور در مدرسه با آن ها در تماس است، درمان مشاوره ای راه حل محوربه شکل گروهی، بویژه در محیط مدرس
ه بسیار مناسب می باشد.
متکالف (۱۹۹۵؛ به نقل از علی محمدی، ۱۳۸۹)، معتقد است که مشاور درمان کوتاه مدت راه حل محوربه صورت غیر تقابلی، مفید و جالب توجه، نقش خود رادر گروه مورد بحث قرار می دهد و زمان با هم بودنشان در آن جا و گفتگو درباره ی نگرانی های آن ها، یادگیری نحوه مسئله گشایی در گذشته و آینده و برنامه ریزی برای داشتن احساسی بهتر را برای مراجعین شرح می دهد. مشاور صرفاً با چند اصل اساسی به گروه کمک می کند: زمان، مکان و تعریف وتمجید در مورد زمانی که او از اعضای گروه شنیده است. کارهای خوبی که انجام داده اند و با سوالاتی نظیر این: “لطفاً هر کدام از شما به طور خلاصه دلیل حضورش در گروه را به من بگوید” و بعد” چطور می فهمید اوضاع برای شما بهتر می شود؟”
در مشاوره های دانش آموزی مشاور می تواند پوشه ای به هر دانش آموز بدهد که هر هفته یادداشت هایشان را در آن ثبت کنند.پس از آن گروه اساساً خودش دایر می شود و مشاور فقط در ابتدای کار از هر عضو گروه می پرسد:” این هفته چی بهتره؟” . وقتی کسی راه حلی برای مسئله اش پیدا می کند و به آن اقدام می کند، دیگران هم تحت تأثیر او قوت قلبی پیدا می کنند و اقدام به عمل خواهند کرد (کوری و کوری، ۱۳۸۷).
۲-۲-۱۶- رفتار وشناخت دردرمان راه حل محور:
به نظر بانیک درمان کوتاه مدت راه حل محورنوعی رفتار درمانی شناختی نظر گرفته می شود که از اصول مشابه با یادگیری شرطی شدن کنشگر و کلاسیک در رفتار درمانی مسئله محور استفاده می شود. تحلیل های رفتاری در درمان کوتاه مدت راه حل محور در مورد استثناها به عمل می آیند نه رفتار مسئله آفرین. دردرمان کوتاه مدت راه حل محوربحث وپیاده سازی رفتار مطلوب توسط درمانگر تقویت می شود (تقویت مثبت). همچنین این درمان از اصول شرطی سازی کلاسیک نیز استفاده می کند. ممکن است همانند مورد تعیین تکلیف از مراجع خواسته شود کار متفاوتی انجام دهد یا وانمود کند معجزه ای اتفاق افتاده است که این هم در سایر فرم های رفتار درمانی شناختی قابل اجرا است (بانیک؛ ۲۰۰۷).
در دیدگاه ساختار گرایی هر شخص در خانواده تعبیر متفاوتی از یک واقعه دارد. مثلا ممکن است همه اعضای خانواده فریاد زدن پدر خانواده را سر میز شام دیده باشند. اما معنی واقعی آن ممکن است از شخصی به شخص دیگر متفاوت باشد (اوهانلان، ۱۹۹۳؛به نقل از بخشی پور جویباری، ۱۳۸۸). دیدگاه ساختار گرایی عنوان می کند که می توانیم مراجعان را ترغیب کنیم تا تلقی شان از مشکل را به شکلی مفیدتر تغییر دهند. مدل چارچوب دهی مجدد، فرایندی است که به وسیله آن به جنبه هایی دیگر از پدیده ای که

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ تحقیقضریب، پذیری، طراحی، سیستم

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید