میشود. هدف از ارائه این بخش آشنایی با موضوع تحقیق بصورت کلی و درک جوانب آن بلحاظ علمی میباشد. سپس در خصوص ضرورت انجام چنین تحقیقی در شرایط موجود بحث خواهد شد. در ادامه فرضیات تحقیق تدوین و مدلهای آماری لازم جهت آزمون آنها ارائه خواهد شد. در پایان کلمات کلیدی تحقیق به لحاظ عملیاتی تعریف خواهند شد.
1-2. بیان مسئله
دنیای امروز، اقتصاد صنعتی را پشت سر گذاشته و وارد اقتصاد مبتنی بر دانش شده است. اقتصاد مبتنی بر دانش، اقتصادی است که در آن تولید و بهرهبرداری از دانش، نقش اصلی را در فرآیند ایجاد ثروت ایفا مینماید. یکی از ویژگیهای متمایز اقتصاد مبتنی بر دانش، جریان هنگفت سرمایهگذاری در سرمایه انسانی و تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات است. اقتصاد دانش جدید به گونه بالقوه منابع نامحدودی ارائه میکند؛ زیرا ظرفیت انسانی برای ایجاد دانش نامحدود است. داراییهای نامشهود و سرمایه فکری7 سریعاً مکمل داراییهای فیزیکی میشوند. سرمایه فکری یعنی کل موجودی سرمایه یا حق مالکانه مبتنی بر دانش که شرکت مالک آن است. به بیان دیگر، منظور از سرمایه فکری، توسعه و بکارگیری منابع دانش در شرکتها است. (هانسن و ورنرفلت8،1989)
از این رو، در هزاره سوم میلادی که در آن سرمایه فکری نه مالی، زیربنای اصلی برای پویایی و موقعیت آتی شرکت در اقتصاد دانش است لازم است منابع کلیدی و محرکهای عملکرد و ارزش در سازمانها توسط مدیران تعیین گردد؛ زیرا افزایش شناخت و بکارگیری سرمایه فکری به شرکتها کمک میکند تا کاراتر، اثر بخشتر، پربازدهتر و نوآورتر باشند افزون بر این، موفقیت رقابتی شرکتها به میزان کمتری به تخصیص استراتژیک منابع فیزیکی و مالی و به میزان بیشتری به مدیریت استراتژیک سرمایه فکری بستگی دارد. (زینکوسکی،2000)
یکی از راههای موفقیت در بازار رقابتی محصول، راهبرد نوآوری در محصول است. این امر برای کسب مزیت رقابتی و تداوم آن مهم و ضروری است. در واقع شرکتها برای بقا و تداوم فعالیت نیازمند گونهای از مزیتهای رقابتی هستند که متمایز بودن محصول میتواند یکی از آنها باشد. رسیدن به این مزیت رقابتی به سطح دانش موجود در شرکت بستگی دارد. چنانچه شرکت بتواند در مسیر سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه پیشگام باشد؛ امکان کسب و حفظ مزیت رقابتی متمایز بودن بیشتر خواهد بود.
هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر سرمایه فکری و سرمایه نوآوری بر کارآیی مالی و ارزش شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. این بررسی نه تنها در سطح کل شرکتها، بلکه در سطح صنایع مختلف نیز صورت میگیرد.
براساس مباحث فوق، سوال اصلی تحقیق حاضر بشرح ذیل مطرح میشود:
* آیا بین سرمایه فکری و سرمایه نوآوری با کارآیی مالی و ارزش شرکت رابطه معناداری وجود دارد؟
1-3. اهمیت و ضرورت تحقیق
تغییر جهت اقتصاد در سطح جهانی از بخش تولید به بخش خدمات و اقتصاد مبتنی بر منابع نامشهود، سبب افزایش چشمگیر توجه به دانش و سرمایه فکری و ناتوانی آن در عملکرد شرکتها شده و ارتباط بین بازده مالی و عملکرد شرکتها در اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه بسیار مورد توجه قرار گرفته است. ارتباط بین سرمایه فکری و عملکرد شرکتها به طور تجربی در کشورهای زیادی از جمله آمریکا، کانادا، چین، مالزی، آلمان و … مورد بررسی قرار گرفته است. واژههای نامشهودها، دارایی دانش و سرمایه فکری به طور وسیعی در ادبیات حسابداری، اقتصاد و مدیریت مورد استفاده میباشد ولی ارزش بالقوه و منافع آتی آنان به طور قابل اتکاء قابل اندازهگیری و سنجش نمیباشد. به طور کلی، بهرهوری در شرکتها وابسته به سرمایه فکری و قابلیتهای سازمان در بکارگیری آن به عنوان یک دارایی است. استوارت اشاره مینماید که در عصر اطلاعات و اقتصاد دانش محور یک انقلاب اساسی رخ داده است، به طوری که اطلاعات جایگزین سرمایه در گردش و داراییهای فکری جایگزین داراییهای فیزیکی گردیده است. در واقع، منافع فیزیکی و مادی تا حد زیادی توسط دانش و ارتباطات به عنوان منابع اصلی ارزش و ثروت جایگزین شدهاند و در عصر جدید اقتصادنوین در قالب اقتصاد نامشهور ظهور یافته است. انقلاب دیجیتال، در اقتصاد باعث پیدایش مفاهیم نوین از جمله اقتصاد فرا ـ ماده و اقتصاد بیوزن و اقتصاد نرمافزاری شده و این مفاهیم به نوعی حکایت از آن دارد که عامل محرک اقتصاد دیگر ماده نیست، بلکه چیزی است بیوزن و غیرمادی مانند اطلاعات و دانایی.
در ادبیات مدیریت استراتژیک، تحقیقات بسیاری در خصوص منابع شرکت و مزیت رقابتی پایدار صورت گرفته است. سرمایه فکری شامل منابع فیزیکی، ارزشهای مرتبط با قابلیتهای نیروی انسانی، منابع سازمانی، فرآیند عملیات و ارتباطات با ذینفعان است. در شرایط سازمانی امروز، توجه به دانش و مهارت نیروی انسانی، ارتباط و فرهنگ سازمانی از جمله مهمترین عوامل برای مزیت رقابتی و عملکرد شرکتهاست.
مدیریت کارا و اثر بخش شرکتها همواره مستلزم ابزارها و تکنیکهای مناسب برای درک مسائل مدیریتی معاصر میباشد. امروزه، جریان اقتصاد و معیارهای ایجاد ارزش تغییر یافته است و منابع نامشهود و سرمایه فکری اهرمهای جدید برای مواجهه با این تغییرات محیطی و ساختاری است. عملکرد تجاری به طور فزایندهای نیازمند مدیریت فعال در حوزه سرمایه فکری و منابع نامشهود برای دستیابی به بازدارنده پایدار سهامداران است.
اگر چه، از ویژگیهای اقتصاد دانش محور سرمایهگذاری قابل توجه در زمینههای سرمایه انسانی و تکنولوژی اطلاعات است.
اما، در سیستم گزارشگری جاری سرمایهگذاران درک و تصویر درستی از ارزش واقعی شرکت و آینده آن ندارند.
زیانهای وارد به بازار سرمایه در صورت افشا نشدن اطلاعات این نوع سرمایه، گویای اهمیت سرمایه فکری است. نمونهای از این زیانها عبارت است از:
1- سهامداران خرد ممکن است از دسترسی به اطلاعات مربوط به داراییهای نامشهود که در جلسههای خصوصی با سهامداران کلان تشکیل میشود، محروم بمانند.
2- اگر مدیران از اطلاعات به دست آمده از تصمیمهای داخلی در رابطه با داراییهای نامشهود بدون اطلاع سایر سرمایهگذاران استفاده کنند، احتمال وقوع معامله براساس اطلاعات محرمانه افزایش مییابد.
3- خطر ارزشیابی نادرست شرکتها افزایش مییابد و این امر باعث میشود بانکداران و سرمایهگذاران سطح ریسک بیشتری را برای سازمان در نظر بگیرند.
4- هزینه سرمایه افزایش مییابد. افشای چنین اطلاعاتی، به دلیل کاهش عدم قطعیت در رابطه با دورنمای آینده سازمان، ارزشیابی دقیقتری از شرکت به عمل میآید و هزینه سرمایه کاهش پیدا میکند.
از آنجا که سرمایه فکری و سرمایه نوآوری مورد علاقه گروههای متعددی همچون سهامداران، مدیران، پژوهشگران و سیاستمداران است، لذا اهمیت این پژوهش، برجستهکردن نقش سرمایه فکری و نوآوری در ارزیابی عملکرد مدیران شرکتهای پذیرفته شده در بورس است تا بدین وسیله بتوانند از این سرمایهها بیشترین بهرهبرداری را داشته باشند. همچنین، یافتههای این پژوهش به مدیریت بهتر سرمایه فکری و نوآوری نیز کمک مینماید.
1-4. اهداف و سئوالات تحقیق
هدف آرمانی تحقیق حاضر، کمک به مدیران واحدهای انتفاعی برای بهرهوری بیشتر از سرمایه انسانی در جهت بالابردن سطح دانش در واحدها و توجه به اهمیت و نقش سرمایه فکری و نوآوری در موفقیت واحد تحت مدیریتشان میباشد. در این تحقیق اهداف ویژه ذیل تعریف و پیگیری میشوند:
1) سنجش سرمایه فکری و سرمایه نوآوری در شرکتهای نمونه آماری
2) سنجش کارآیی مالی و ارزش شرکتهای نمونه آماری
3) بررسی ارتباط بین سرمایه فکری با کارآیی مالی و ارزش شرکتهای نمونه آماری
4) بررسی ارتباط بین سرمایه نوآوری با کارآیی مالی و ارزش شرکتهای نمونه آماری
با توجه به مسئله و اهداف تحقیق، سئوالاتی بشرح ذیل مطرح شده است:
1) آیا بین سرمایه فکری و ارزش شرکتهای نمونه آماری ارتباط معنیداری وجود دارد؟
2) آیا بین سرمایه فکری و کارآیی مالی شرکتهای نمونه آماری ارتباط معنیداری وجود دارد؟
3) آیا بین سرمایه نوآوری و ارزش شرکتهای نمونه آماری ارتباط معنیداری وجود دارد؟
4) آیا بین سرمایه نوآوری و کارآیی مالی شرکتهای نمونه آماری ارتباط معنیداری وجود دارد؟
1-5. فرضیههای تحقیق
1) بین سرمایه فکری و ارزش شرکتهای نمونه آماری ارتباط معنیداری وجود دارد.
2) بین سرمایه فکری و کارآیی مالی شرکتهای نمونه آماری ارتباط معنیداری وجود دارد.
3) بین سرمایه نوآوری و ارزش شرکتهای نمونه آماری ارتباط معنیداری وجود دارد.
4) بین سرمایه نوآوری و کارآیی مالی شرکتهای نمونه آماری ارتباط معنیداری وجود دارد.
1-6. روش محاسبه متغیرهای تحقیق
متغیرهای اساسی این تحقیق شامل سرمایه فکری و سرمایه نوآوری بعنوان متغیرهای مستقل و کارآیی و ارزش شرکت بعنوان متغیرهای وابسته میباشند که شیوه اندازهگیری هر کدام از آنها بشرح ذیل میباشد:
1-6-1. شیوه اندازهگیری سرمایه فکری
سرمایه فکری نوعی سرمایه ارزشمند است که دارایی نامشهود یک سازمان شناخته میشود. اقتصاد امروز مبتنی بر سرمایه فکری است و کالاهای آن دانش و اطلاعات هستند. سرمایه فکری عامل مهم فکری شامل دانش، اطلاعات، اموال فکری و تجربیات است که میتواند برای ایجاد ثروت به کار رود. این مجموعه شامل قدرت فکری یا دانش مفید است. (توستیگا و تولو گوروا،2007)
متداولترین طرح طبقهبندی، سرمایه فکری را به سه جزء سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری تقسییم میکند:
1- سرمایه انسانی: بگو نه ساده، سرمایه انسانی بیانگر موجودی دانش هر یک از کارکنان سازمان است. سرمایه انسانی مکان شروع مراحل ترقی، منبع و سرچشمه نوآوری و سرآغاز بینش و بصیرت است. سرمایه انسانی، نیز اساس و پایه سرمایه فکری و عنصر اساسی برای تحقق سرمایه فکری است.
2- سرمایه ساختاری: سرمایه ساختاری عبارت است از کلیه موجودی دانش غیرانسانی در سازمان که در برگیرنده پایگاه دادهها، نمودارهای سازمانی، استراتژیها، روالها، راهنمای فرآیندها و هر چیزی است که ارزش آن برای شرکت بیشتر از ارزش مادی آن است. افراد ممکن است از سطح بالایی از خرد برخوردار باشند، اما اگر سازمان، دارای سیستمها و رویههای ضعیفی باشد و افراد بوسیله آن عملیات خود را دنبال کنند، کل توان بالقوه سرمایه فکری تحقق نخواهد یافت. سازمانهای با سرمایه ساختاری قوی دارای یک فرهنگ حمایتی هستند که به افراد اجازه تجربه چیزهای جدید، یادگیری، شکست و تجربه دوباره را میدهد.
3- سرمایه مشتری : مضمون اصلی سرمایه مشتری، دانش به کار گرفته شده در کانالهای بازاریابی سازمان و روابط با مشتری در حین انجام کسب و کار است.
در این تحقیق برای اندازهگیری سرمایه فکری از مدل ضریب ارزش افزوده فکری پالیک (2000)، استفاده میشود. به دلیل افزایش درک مدیران در مورد نقش داراییهای نامشهود در ایجاد مزیت رقابتی، تاکنون، روشهای متعددی برای سنجش و اندازهگیری، سرمایه فکری به وجود آمده است. در این تحقیق بنا به دلایل زیر از مدل ضریب ارزش افزوده فکری پالیک (2000)، برای سنجش سرمایه فکری استفاده میشود: مبنای سنجش در این روش ثابت و استاندارد است به گونهای که امکان مقایسه نمونههای بزرگ در صنایع مختلف را فراهم میسازد.
1- کلیه دادههای مورد استفاده در روش ضریب فکری ارزش افزوده از صورتهای مالی حسابرسی شده استخراج میشوند. بنابراین، محاسبات انجام شده عینی و قابل رسیدگی هستند.
2- روش ضریب ارزش افزوده فکری یک تکنیک ساده و شفاف است. سادگی محاسباتی این روش امکان استفاده از آن را توسط ذینفعان برون سازمانی فراهم میکند. سایر روشهای سنجش سرمایه فکری از این جه

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه ارشد دربارهپیوند دوگانه

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید