شرایط عوامل تولید

با این واژه ذهن انسان سریعاً به تعریف محدود واژه «عوامل تولید» متمرکز می شود: یعنی زمین، کار و سرمایه.

اما پورتر بیان می دارد که پایه های اقتصادی عوامل تولید برای رشد کیفی اقتصاد در بسیاری مواقع مهمتر از عوامل تجارت سنتی از قبیل نیروی کار و سرمایه ارزان و محرک های مالیاتی ویژه است. پایه های اقتصادی، مجموعه ای پیچیده از صنایع مورد نیاز برای رقابت موافق در اقتصاد جهانی است.

به نظر پورتر برخی پایه های اقتصادی عبارتند از: نیروی انسانی متخصص و ماهر، نیروی کار ارزان، دسترسی به تکنولوژی پیشرفته، سوداگری و سرمایه گذاری، زیرساختارهای فیزیکی مناسب و پیشرفته، کیفیت و قیمت مواد اولیه و کیفیت جالب توجه زندگی.

پورتر مفهوم شرایط عوامل تولید را به چند گروه اصلی تقسیم می کند:

 

 

 

2-2-7-1-1- منابع انسانی

کمیت، مهارت و هزینه پرسنل (که مدیریت را نیز شامل می شود)، زمان استاندارد ساعت کار و اخلاق کاری در یک کشور عناصر تشکیل دهنده منابع انسان اند. عامل انسان کلیه افراد سلسله مراتب سازمانی را در برمی گیرد و در ارتباط با یک گروه خاص نظیر کارگران یا مهندسین نمی باشد.

 

2-2-7-1-2- منابع فیزیکی

فراوانی، کیفیت، امکان دسترسی، هزینه زمین، املاک و مستغلات، منابع آبی و معدنی، منابع نیرو، و دیگر خصیصه های فیزیکی از عناصر تشکیل دهنده این عامل به شمار می روند.

شرایط آب و هوایی و موقعیت و مساحت جغرافیایی نیز به عنوان بخشی از منابع فیزیکی ملل شناخته می شوند. به عنوان مثال، نزدیکی به مواد اولیه، بازارها و شاهراه های کانال های توزیع می توانند هزینه های تجارت یک شرکت را تا حد زیادی کاهش دهند.

حتی منطقه زمانی[1] یک کشور نسبت به دیگر کشورها نیز می تواند نقش بسیار مهمی را در ارتباطات بین المللی و دراختیار داشتن مزیت رقابتی در سطح جهان ایفا کند. به عنوان مثال، موقعیت لندن مابین دو کشور آمریکا و ژاپن به عنوان دو قطب اصلی تجارت و صنعت در جهان به عنوان یک مزیت اساسی در صنعت خدمات مالی برای انگلستان محسوب می گردد (پورتر، 1998).

 

2-2-7-1-3-منابع دانش

دانش تجاری، فنی و علمی یک ملت در ارتباط با یک کالا یا خدمات، نوآوری و همچنین انعطاف پذیری تکنولوژیکی در تطابق خود با تکنولوژی های نوین، از اهمیت زیادی برخوردار است. منابع دانش در دانشگاه ها، مؤسسات تحقیقاتی دولت، امکانات تحقیق در مؤسسات خصوصی، مؤسسات آماری دولت، پایگاه داده ها و گزارش های مرتبط با تحقیقات بازار و تجارت و موارد مشابه، منابع دانش را تشکیل می دهند.

 

 

 

2-2-7-1-4- منابع سرمایه ای

مقدار و هزینه سرمایه موجود در صنعت فاینانس یک کشور تعیین کننده ای را ایفا می کند. سرمایه، همگن و از یک جنس[2] نیست، بلکه در اشکال و فرم های مختلف نظیر وام بدون وثیقه[3]، وام همراه با وثیقه[4]، سرمای های مخاطره آمیز[5] و غیره تقسیم می شود که شرایط و اصطلاحات مختلف و گوناگونی برای هر یک از آنها به کار می رود.

جهانی شدن بازار سرمایه و حجم وسیع جریان سرمایه بین کشورها، به مرور، شرایط کشورها را از انی منظر به یکدیگر مشابه نموده است، ولی با  این حال تفاوت های اساسی همچنان باقی و تعیین کننده است.

 

2-2-7-1- 5-زیرساختارها

عبارت است از نوع، کیفیت و هزینه استفاده از مواد اولیه، منابع موجود و در دسترس برای مصرف کنندگان که دارای تأثیر قابل توجهی بر رقابت است و شامل سیستم حمل و نقل، سیستم ارتباطات، چگونگی تحویل نامه ها و بسته ها، پرداخت ها و انتقال وجوه سرمایه[6]، سیستم بهداشتی و مراقبتی[7] و غیره می گردد.

زیرساختار همچنین شامل مواردی همچون ساختارهای فرهنگی نیز می گردد که این بر کیفیت زندگی و جذابیت یک کشور به عنوان مکانی برای کار و زندگی تأثیر می گذارد.

برخوردار بودن از مواهب طبیعی و اقتصادی و عوامل تولید، در کانون تئوری مکچر- اوهلین قرار دارد. اگرچه پورتر در این زمینه دیدگاه خیلی جدیدی ارائه نکرده اما کوشیده است تا خصوصیات عوامل تولید را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد.

در بسیاری از کشورهای درحال توسعه منابع می تواند تنها بخشی از الماس باشد، تا جایی که استراتژیست ها، فرصتی برای بالا بردن رقابت ببینند و بدان وسیله عملکرد را در کوتاه مدت بهبود دهند. ولی انی امر نباید استراتژیست ها را در عمل به یک طریقه هماهنگ که کل محیط را بهبود دهند با تردید مواجه سازد.

پورتر ضمن تشخیص سلسله مراتب این عوامل آنها را در دو دسته عوامل اساسی یا پایه ای و عوامل پیشرفته قرار داده است که عبارتند از:

  • عوامل پایه ای (ابتدایی): منابع طبیعی، آب و هوا، موقعیت مکانی، نیروی کار ساده، سرمایه و …
  • عوامل پیشرفته: زیرساختارهای ارتباطی پیشرفته، نیروی کار ماهر و متخصص، امکانات پژوهشی و دانش فنی و …
مطلب مرتبط :   تجربیات آموزشی معلمان ابتدایی | کاملترین نمونه های رایگان سال تحصیلی 97-98

پورتر بر این باور است که عوامل پیشرفته برای کسب مزیت رقابتی اهمیت زیادی دارند و امروزه تا حدودی از اهمیت عوامل پایه ای برای کسب مزیت رقابتی ملی کاسته شده است. چرا که عوامل تولید پایه ای دیگر همانند قبل مورد نیاز فوری نیستند زیرا که قابل حصول تر و در دسترس تر هستند یا در بازارهای بین المللی راحت تر تهیه می گردند.

هر چند طبق گفته او هنوز هم نمی توان این عوامل  را  در نظر نگرفت، چرا که نقش بسیار مهمی را در رقابت پذیری برخی کشورها در برخی صنایع ایفا می کنند. به عنوان مثال، به خاطر‌‌آمیختگی بازارهای کشاورزی و بخش هایی که محصول آن بخش ها به زمین وابسته است، در یک چنین مواردی، عوامل تولید پایه ای برای دستیابی به مزیت های رقابتی محلی مهم شمرده می شوند.

معمولاً عوامل یا منابع اولیه و پایه ای به صورت طبیعی به وجود آمده و یا به وسیله طبیعت ارزانی شده اند، اما عوامل پیشرفته حاصل سرمایه گذاری به وسیله افراد، شرکت ها و دولت ها می باشند. بنابراین، سرمایه گذاری های دولتی در زمینه های آموزش پایه و عالی و نیز بهبود مهارت های عمومی و سطح دانش افراد جامعه و تشویق انجام تحقیقات پیشرفته در قلمرو آموزش عالی می تواند کیفیت عوامل پیشرفته را ارتقا دهد.

ارتباط بین عوامل تولید پایه و پیشرفته، پیچیده است. وجود عوامل تولید پایه می تواند نوعی مزیت اولیه و موقت ایجاد کند که بعدا با بهبود اوضاع اقتصادی کشور و سرمایه گذاری روی عوامل تولید پیشرفته، این مزیت ها تقویت شده و تداوم فشار را برای انجام سرمایه گذاری روی عوامل پیشرفته تضمین کند.

یک مثال بسیار روشن در رابطه با این پدیده، کشور ژاپن می باشد که از نظر زمین و خاک مناسب و ذخایر معدنی فقیر است اما یک زیربنای نیرومند از عوامل تولید پیشرفته برای خود فراهم نموده است. پورتر به این نکته اشاره می کند که مجموعه بزرگ مهندسین ژاپن که در واقع یکی از عوامل تولید پیشرفته محسوب می شوند نقشی حیاتی در موفقیت ژاپن در بسیاری از صنایع و مؤسسات تولیدی آن داشته است.

عوامل تولید را از منظری دیگر می توان به عوامل عمومی مانند نظام جاده ای مناسب و عوامل تخصصی مانند نظام های آموزشی مناسب نیز طبقه بندی کرد.

عوامل تولید عمومی بیشتر پیش نیاز ایجاد مزیت رقابتی است. اما با وجود این، جهت ایجاد مزیت رقابتی پایدار نیاز به توسعه عوامل تولید تخصصی می باشد. برای مثال، مزیت رقابتی صنعت ربات در ژاپن با ایجاد دوره های دانشگاهی مناسب ایجاد شده است.

 

2-2-7-2- شرایط تقاضا

پورتر با ارزیابی مزیت رقابتی ملی از طریق ذره بین استراتژی نتیجه میگیرد که یکی از چهار عامل اصلی تعیین کنده مزیت رقابتی کشورها، شرایط تقاضا است.

او می گوید: «در صورتی که خریداران داخلی در زمره خبره ترین و زیاده طلب ترین خریداران جهان برای محصول یا خدمت باشند، کشورهای یک کشور مزیت رقابتی کسب می کنند؛ چرا که چنین خریدارانی پنجره ای رو به نیازهای پیشرفته ترین خریداران مهیا می کنند».

شرکت ها معمولاً بیشترین حساسیت را نسبت به نیازهای نزدیک ترین مشتریان خود دارند. بنابراین، مشخصات تقاضای داخلی در شکل دادن به نوع و اجزای کالاهای تولید شده در داخل و تشویق نوآوری و کیفیت حائز اهمیت است.

پورتر سه ویژگی کلی تقاضای داخلی را ترسیم کرده است:

  • ترکیب یا ساختار تقاضای هر بخش بازار[8] (نوع نیازهای خریداران)
  • اندازه و الگوی رشد تقاضای داخلی [9]
  • مکانیسم های بازاریابی که می توانند ترجیحات محلی یک کشور را به بازارهای خارجی مرتبط سازند.

ممکن است این باور وجود داشته باشد که اهمیت تقاضای داخلی در نتیجه جهانی شدن رقابت کاهش می یابد اما این طور نیست. بازار محلی به دلایل زیادی، معمولاً اثری قوی روی توان شرکت برای تشخیص و تفسیر نیازهای خریدار دارد. مزیت های رقابتی محلی از آنجا ناشی می شوند که شرکت ها یا کارآفرینان محلی نیازهای مصرف کنندگان محلی را شناسایی می کنند، آنها را تفسیر می نمایند و بدانها پاسخ می دهند.

در اینجا توجه به نیازهای مصرف کننده داخلی مهم است، زیرا فشار برای  بهبود محصولات از سوی مصرف کننده ناشی می گردد و این نیازها در بازارهای داخلی راحت تر احساس می شوند؛ چرا که در بازارهای داخلی وابستگی و تشابه فرهنگی به ایجاد یک ارتباط مستقیم تر کمک می کند.

 

2-2-7-2-1- ترکیب تقاضای داخلی

پورتر با بررسی ترکیب تقاضای داخلی به سه ویژگی که برای کسب مزیت رقابتی ملی مهم هستند اشاره می کند.

این سه ویژگی عبارتند از:

مطلب مرتبط :   امید و تاثیر شگفت انگیز ان در زندگی

الگوی تقاضای یک بخش: بدین معنی که شما باید پراکندگی تقاضای مصرف کنندگان را در بخش های مختلف دریابید.

این کار برای شرکت های محلی آسان تراست، زیرا شرکت های محلی غالباً از برخی مزیت های طبیعی که به خاطر نزدیک بودن با بازار خانگی‌شان ایجاد می گردد در مقایسه با شرکت های خارجی بهره مندند. مزیت هایی همچون زبان،‌قوانین و مقررات و نزدیکی فرهنگی.

خریداران زیاده طلب و سختگیر: پورتر همچنین معتقد است که شرکتهای صنعتی و تجاری در یک کشور هنگامی مزیت رقابتی به دست می آورند که مشتریان داخلی آنها پیچیده اند و انتظارات آنها در ارتباط با کیفیت و خدمات بالاست. چنین مشتریانی شرکت های داخلی را وادار می کنند تا به استانداردهای بالایی در زمینه کیفیت کالا نائل شده و محصولات ابتکاری و جدید تولید نمایند. وجود  یا ظهور خریداران زیاده طلب و آگاه، به شرکت ها فشار وارد می کند تا بینش خود را با توجه به نیازهای موجود آتی بازار را اصلاح کرده و بتوانند از‌آن در بازارهای خارجی سود ببرند.

به عنوان مثال، خریداران پیچیده و آگاه ژاپنی (خریداران دوربین)، صنایع دوربین ژاپن را تشویق نموده اند که کیفیت محصولات خود را ارتقا داده و مدل های نوآورانه ای را تولید کنند. مثال مشابه دیگر، به صنعت تلفن های همراه مربوط می شود. جایی که مشتریان زیاده طلب و سختگیر در اسکاندیناوی باعث شدند که شرکت نوکیا از فنلاند و اریکسون از سوئد در زمینه تکنولوژی تولید تلفن های همراه قبل از اینکه تقاضا برای این نوع تلفن در سایر کشورهای توسعه یافته افزایش یابد سرمایه گذاری نمایند. در نتیجه، شرکت های نوکیا و اریکسون همراه با شرکت موتورولا، امروزه به عنوان بازیگران اصلی صنعت جهانی تجهیزات تلفن همراه محسوب می شوند.

پیش بینی نیازهای خریداران: این ویژگی تنها در صورتی که نیازهای خریداران محلی پیش بینی کننده نیازهای سایر مصرف کنندگان در مناطق دیگر باشد با اهمیت شمرده میشود. در چنین مواردی تقاضای داخلی، آشنا کننده شرکت با نیازهای خریدارانی است که بسیار پراکنده اند. تقاضای داخلی می تواند به طور مشخص تر و راحت تری درک شود در حالی که پیش بینی تقاضای خارجی با عدم اطمینان بیشتری روبرو است؛ حتی اگر شرکت ها تصور کنند که توانایی انجام آن را دارند. اگر در کشوری سطوح درآمد و طبقات متنوعی از افراد با جمعیتی قابل توجه وجود داشته باشند، می توان گفت که صنایع آن کشور به دلیل پاسخگویی به طیف متعددی از نیازها در داخل کشور، آمادگی بیشتری جهت پاسخگویی نیازهای مناطق مختلف جهان دارند.

علاوه بر موارد فوق، تقاضای داخلی به موقع (زودتر)[10] نیز مهم است. تقاضای داخلی به موقع، پیش بینی کننده نیازهای خریداران در سایر کشورها است. تقاضای به موقع داخلی برای یک محصول یا خدمت در یک کشور به شرکت های محلی کمک می کند تا زودتر از رقبای خارجی حرکت کنند و در یک صنعت تثبیت گردند. آنها در ساختن محصولات در مقیاس بزرگ جهش می یابند و تجربه می اندوزند. یک مثال در این زمینه شرکت زنجیره ای مک دونالدز است که  با شروع از نیازهای مصرف کننده آمریکایی، تبدیل به یک بازیگر جهانی شد.

 

2-2-7-2-2- اندازه و الگوی رشد تقاضای داخلی

پورتر همچنین معتقد است دسترسی ترجیحی به حجمی بزرگ از خریداران داخلی، می تواند محرک سرمایه گذاری برای شرکت های محلی باشد. وقتی که بازار داخلی برای جذب ظرفیت اضافه شده کافی باشد، نگرانی کمتری نسبت به سرمایه گذاری در تسهیلات تولیدی بزرگ و برنامه ه ای تحقیق و توسعه گران قیمت وجود دارد. هنگام داد و ستد با بازارهای ‌آشنا و مناسب، بازارهای بزرگ داخلی فرصت های خوبی را برای یادگیری و دستیابی به صرفه جویی های ناشی از تولید انبوه عرضه می  نمایند. البته در این میان، گرایش مردمان یک کشور به محصولات بومی نسبت به برندهای خارجی حائز اهمیت بسیار است. اگر مردم یک کشور میلی به استفاده از محصولات تولید شده در وطن خود نداشته باشد و نوع مشابه خارجی را ترجیح دهند، آنگاه حجم تقاضای داخلی به عنوان یک مزیت عمل نخواهد کرد.

به هر حال، رشد سریع بازار محلی و چشم انداز مثبت این رشد، به شرکت ها انگیزه لازم را برای سرمایه گذاری و احداث تسهیلات تولیدی بزرگ می دهد. برای مثال، رشد سریع بازار داخلی در ژاپن در شرکت ها انگیزه لازم برای سرمایه گذاری سنگین در تسهیلات خودکار سازی جدید را ایجاد کرد.

 

[1] – Time Zone

[2]– Homogeneous

[3]– Unsecured debt

[4] – Secured debt

[5] – Venture Capital

[6]– Funds Transfer

[7] – Health Care System

[8]– Segment Structure of Demand

[9] – Demand Size and Pattern of Growth

[10]–  Early Domestic Demand

Written by