بازده سهام و اهمیت آن

یکی از مولفه های بازار سرمایه، بازار سهام یا بازار بورس است که عمدتاً با دو انگیزه کاهش در مخاطره (ریسک) ناشی از نقدینگی و مخاطره ناشی از بهره وری شکل می گیرد. مخاطره ناشی از بهره وری، یک عامل بازدارنده برای سرمایه گذاری در بنگاه ها به شمار می آید. در مقابل، بازار سهام، این امتیاز را به صاحبان سهام و سرمایه گذاران می دهد که سرمایه خود را بین شمار بسیار زیادی از بنگاه ها و شرکت ها توزیع نمایند. تنوع در سرمایه گذاری، این امکان را پدید می آورد که سطح رفاه را افزایش دهد، و به علاوه، سبب افزایش منابع سرمایه ای بنگاه ها می شود و رشد اقتصادی را شتاب می دهد.

یکی دیگر از انگیزه های ایجاد و پیدایش بازار سهام، کاهش مخاطره ناشی از نقدینگی است، بدین معنا که بنگاه های اقتصادی که مواجه با تکانه نقدینگی می شوند و تمایل به نقدکردن زودرس سرمایه بنگاه دارند، وارد بازار سهام می شوند، و با عرضه سهام، اقدام به گردآوری سرمایه مورد نیاز خود می کنند.

بدین ترتیب، بازارهای سهام، از دو طریق به رشد اقتصادی کشور کمک می کنند. نخست، از طریق افزایش کارایی بنگاه اقتصادی، به ویژه در مواقعی که بنگاه نیاز به نقدینگی دارد. در این صورت، بنگاه (به جای برداشت از سرمایه )، به عرضه سهم در بازار سهام می پردازد.

بدین طریق، با افزایش کارایی بنگاه، نرخ بازدهی سرمایه گذاری نیز افزایش می یابد. بنابراین، رشد اقتصادی در کشورهایی که بازار سهام کارآمدی دارند، نسبت به کشورهایی که بازار سهام منسجم ندارند، سریعتر است. دلیل آن، این است که بنگاه های اقتصادی، به جای نقدکردن سرمایه شرکت، اقدام به فروش سهام می کنند. دوم اینکه بازارهای سهام از طریق افزایش منابع مالی تخصیص داده شده به بنگاه، رشد اقتصادی را تسریع می بخشند. هر قدر منابعی که صرف سرمایه گذاری در بنگاه می شود بالاتر باشد، نرخ رشد اقتصادی، پایدارتر و سریعتر خواهد بود.

به علاوه، اگر بنگاه های اقتصادی به کلی از مخاطره روی گردان باشند، نسبت منابع که صرف سرمایه گذاری در بنگاه ها می شود، در کشورهایی که دارای بازار سهام هستند، بالاتر است، بنابراین، این روند، رشد اقتصادی را شتاب بیشتری می دهد.

به طور کلی، بازارهای سهام، با افزایش قدرت نقدینگی بنگاه، کاهش مخاطره ناشی از نقدینگی و بهره وری و با بهبود کارایی بنگاه ها، مشوقی در جهت سرمایه گذاری وهدایت منابع به سوی بنگاه های بهره ورتر به شمار می آیند.

انگیزه سرمایه گذاری و فعالیت در بازار سهام، تابعی از نرخ واقعی بازده سرمایه گذاری است و در صورتی که این نرخ، بالاتر از نرخ بهره در دیگر فعالیت های تجاری باشد، انگیزه داد و ستد در بازار سهام افزایش می یابد.

ارزش سهام مورد مطالعه در بازار سهام، از طریق محاسبه ارزش فعلی جریان های انتظاری آینده به دست می آید. این انتظارات، خود از دو عامل جداگانه تشکیل یافته است:

  • بهره مورد انتظار در پایان سال
  • قیمت انتظاری حاصل از فروش سهام که سرمایه گذار و سهامدار انتظار دارند در زمان فروش آن را به دست آورند.
مطلب مرتبط :   اهداف و وظایف بسته بندی

بنابراین، ارزش هر سهم، عبارت است از ارزش فعلی جریان های  نقدی انتظاری ناشی از دو عامل فوق، یعنی

بازده انتظاری سرمایه گذاری اولیه، به علاوه بهره ناشی از فروش سهام، که عبارت است از تفاوت بین قیمت خرید سهام و قیمت فروش آن.

بازار سرمایه از ارکان اساسی نظام اقتصادی هر کشوری است و در این بازار منابع پراکنده و کوچک تجمیع و به سمت واحدهای مختلف اقتصادی هدایت می‌شوند. نبض اصلی بازار سرمایه، بورس اوراق بهادار و نهادهای وابسته آن است. کند بودن این نبض نشان از وضعیت بد بازار سرمایه و تند بودن آن نشان از چالشی بودن بازار سرمایه است. وضعیت مطلوب، استاندارد و با ثبات و یکسان بودن این نبض است. بورس اوراق بهادار تهران نسبت به بورس های دیگر جوان بوده و مهم‌تر آن که در زمان حیات او کشور تحت تأثیر عوامل غیرمتعارف خاصی قرار گرفته است که از آن جمله به جنگ، تحریم، ناگزیری دخالت بی‌رویه دولت در اقتصاد، تورم، سقوط بی‌رویه ارزش پولی ملی و عدم ثبات اقتصادی را می‌توان نام برد. از سوی دیگر روند رو به رشد بازار سرمایه ایران، تلاش مسئولین برای گسترش این بازار ضرورت و اهمیت پژوهش را بیش از پیش مشخص می‌سازد. هدف کلی این پژوهش تجهیز سرمایه‌گذاران به ابزاری برای درک بهتر آینده سرمایه‌گذاری و منتفع شدن آنان از سرمایه‌گذاری است که اقدامی در جهت رشد و کارآیی بورس اوراق بهادار تهران برداشته شود. انگیزه اصلی انتخاب موضوع نیز وجود پژوهش های اندک در مورد عوامل مؤثر بر بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران و مغایرت و گاه متضاد بودن نتایج پژوهش های انجام گرفته در محیط اقتصادی ایران است. پژوهش های انجام گرفته در سایر کشورها نیز نتایج متفاوت و گاه متضادی را نشان داده‌اند و از طرفی استفاده از پژوهش ها و ابزار آن در محیط داخلی به بومی سازی دانش مالی کمک خواهد کرد.

براساس مدل CAPM بتای سهام (حساسیت بازده سهام نسبت به بازده پرتفوی بازار) گزینه اصلی و شاید تنها گزینه برای سنجش و پیش بینی بازده سهام معرفی می شد که درسال های اخیر توانائی آن برای این امر نه تنها در جوامع رشد یافته بلکه در بورس های در حال رشد به طور جدی مورد تردید واقع شده است و توجه به عوامل دیگری معطوف گشته که در پژوهش ها نشان داده اند کاربرد آنها ما را در تبیین تفاوت بازده سهام توانمندتر می کند لذا بر آنیم بخشی از این متغیرها را مورد پژوهش قرار دهیم. در واقع دو نوع متغیر درون سازمانی و برون سازمانی بر متغیرهای پژوهش  تاثیرگذار می باشند که در این مطالعه اثر هر دو گروه متغیرها بر شاخص بازده سهام برآورد می شود که برای سرمایه گذاران پیش بینی بهتر بازده از اهمیت بالایی برخوردار است.

ریسک مربوط به دامنه‌ی تغییرات میان بازده پیش‌بینی شده و بازده واقعی است.

لذا بورس با توجه به این حقایق نظارت ویژه‌ای از طریق تعیین ضوابط پذیرش شرکت‌ها در بورس و تحت نظارت قرار دادن آن‌ها از طریق تکلیف به ارائه بودجه‌های سالیانه و ارائه اطلاعات در خصوص تغییر آن‌ها قبل و حین اجرای عملیات و همچنین ارائه صورت‌های مالی شش ماهه و سالیانه مطابق ضوابط و استانداردهای حسابداری از سویی و ایجاد ضوابط در خصوص مؤسسات حسابرسی و افراد حسابرس و کیفیت گزارشگری حسابداری و حسابرسی از سوی دیگر کمک شایانی به انتشار و سالم سازی جریان اطلاعات می‌نماید. اطلاعات صحیح و به موقع اساسی‌ترین نیاز برای پیش‌بینی یا ارائه تصویری از بازده سرمایه‌گذاری است. تأثیر پذیری غیرقابل انکار اقتصادهای ملی از عملکرد بورس و در دسترس بودن بورس برای سرمایه‌گذاری سرمایه‌گذاران حرفه‌ای و عموم مردم اهمیت بورس را به خوبی نشان می دهد. انبوه سرمایه‌گذاران، مشتاق دانستن در خصوص بورس و لاجرم شرکت‌های پذیرفته شده در آن و میزان بازده سرمایه‌گذاری در آن‌ها بوده و هستند و از سوی دیگر بورس که جذب و هدایت سرمایه‌های کوچک را به سوی مؤسسات تولیدی وظیفه اصلی خود می‌داند مشتاق دانستن خصوصیات و علائق سرمایه‌گذاران بوده و هست تا بتواند شرایط را برای سرمایه‌گذاری آنان مهیا سازد و این تقاضای دو سویه باعث گردیده برای رفع آن از تمام فنون و علوم دارای قابلیت کمک گرفته شود. صرف نظر از شکل‌گیری سازمان‌های مختلف حرفه‌ای در این حیطه و حضور فعالین بیشمار در آن و ارائه فرضیه‌ها، تئوری ها و حتی فرمول های ریاضی و مدل‌های گوناگون در این عرصه سه امر مهم به عقیده پایان‌‌نامه حاضر تا امروز مورد توافق همگانی قرار گرفته است.

  • اول آن که به طور عام و قریب به یقین هدف سرمایه‌گذاران از سرمایه‌گذاری حداکثر کردن ثروت خود است که باعث بهبود رفاه آنان می‌گردد.
  • دوم آنکه هر دارایی از جمله اوراق بهادار، دارای ارزش ذاتی است و آن ارزش برابر است با ارزش فعلی جریان‌های نقدی آتی حاصل از دارائی و سوم آنکه بازده بیشتر مستلزم تحمل ریسک بیشتر است.
مطلب مرتبط :   شناسایی عوامل مؤثر بر قیمت گذاری فروش خدمات تلفن همراه

باید توجه داشت که اوراق بهادار و منجمله سهام عادی شرکت‌ها همانند سایر کالاها دارای ارزش روز هستند که تحت تأثیر تقاضا و عرضه آن‌ها معین و خرید و فروش می‌شوند.

علاوه بر آن چه گفته شد، بورس در امر خرید و فروش اوراق، به مطمئن سازی آن و تسهیل آن را مدنظر قرار می‌دهد حداکثر کردن ثروت سهامداران باید از طریق بازدهی که بدست می‌آورند تأمین شود و بازده سرمایه‌گذاری در سهام شرکت‌های بورسی از طریق زیر حادث می‌گردد.

سود نقدی

منفعت (زیان) سرمایه (افزایش (کاهش) قیمت اوراق بهادار)

اعطای سهام جدید به سهامداران از محل سود یا اندوخته (سهام جایزه)

اعطای سهام به قیمت اسمی به سهامداران از محل آورده نقدی و مطالبات که پرداخت در قبال آن نیز به سرمایه‌گذاری افزوده می‌شود.

نقش اساسی بازده سرمایه‌گذاری در تصمیمات سرمایه‌گذاری باعث گردیده است تا پیش‌بینی آن مسئله اصلی دانش سرمایه‌گذاری به حساب آید. باید توجه داشت که ریسک عامل مهم دیگر در تصمیمات سرمایه‌گذاری است و پژوهش های علمی بیانگر آن است که افراد در موقعیت‌های مختلف عکس‌العمل‌های متفاوتی در قبال پذیرش ریسک بیشتر به امید کسب بازده بیشتر از خود نشان می‌دهند و علاوه بر آن دارای رفتار ذاتی متفاوتی در قبال پذیرش ریسک هستند.

Written by